بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای
بر چهره باز زلف چلیپا شکسته ای زنار زلف خویش و دل ما شکسته ای گر بت پرست راست چلیپا نشان کفر بر بت چرا…
بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی
بر دم تیغ کجت سر بنهم از خوشی تا مگر از مکرمت دست بخونم کشی بلبل اگر بر گلی نغمه سرا شد بباغ روی تو…
بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی
بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی نافه آهوی چین را به طراز آوردی ماه و خورشید سر از چنبر حکمت نکشند تا کمندی…
بر عشق صبر میکنم و بر جراحتش
بر عشق صبر میکنم و بر جراحتش وز عقل میگریزم و داروی راحتش ملک دلی که خیمهٔ واجب در او زنند ممکن چگونه پای گذارد…
بر گل فشاند غالیه از زلف مشک بیز
بر گل فشاند غالیه از زلف مشک بیز ناسور شد جراحتت ایدل زجای خیز ایشمع از شعاع جمالت جهان بسوخت اشکی سحر بماتم پروانه ات…
برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام
برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندام که شد مهی که در او بود جشن و عیش حرام بود ربیع نخستین و ماه عیش و…
برخیز تا بکوی مغان التجا کنیم
برخیز تا بکوی مغان التجا کنیم داغ درون خسته بجامی دوا کنیم آن به که صرف خدمت دردی کشان شود عمری که صرف فسق و…
بردم زعشق آن لب شیرین مرارتی
بردم زعشق آن لب شیرین مرارتی سودایت آتشست و بجان زو حرارتی نبود خسارت از دل و دین گشت صرف عشق بی مایه کس نکرده…
برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران
برق زند به باغ ما ابر به کشت دیگران نیک بود به فال ما طالع زشت دیگران تا که مراست خرمنی آتش خانهسوز من بهر…
برفکن از بدن دلا زرق سیه پلاس را
برفکن از بدن دلا زرق سیه پلاس را آینه شو که تا بری لذت انعکاس را زاهد و میگسار را نیک شناخت پیر ما شیخ…





