بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم

بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم بکش آن سرمه در چشمم که غیر از دوست…

Continue Reading...

بده ساقی از آن می ساتکینی

بده ساقی از آن می ساتکینی که اندر شیشه مانده اربعینی خورم صد نیش از زنبور ناچار ببوی آنکه نوشم انگبینی خرد را با تو…

Continue Reading...

بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب

بر آفتاب مکن ماه من حجاب سحاب که آفتاب نشاید نهفت زیر حجاب همیشه برق به نی زار میزدی از ابر بجست برق زنی امشب…

Continue Reading...

بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم

بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم که همچو ذره زمهر تو بر هوا شده گردم طبیب عشق که گفت آخر الدواء الکی…

Continue Reading...

بر این جا آن بلا بالا گرفته

بر این جا آن بلا بالا گرفته بلا اندر زمین بالا گرفته حذر کن شهسوار از آب چشمم که سیلش کوه تا صحرا گرفته اگر…

Continue Reading...

بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت

بر آن سرم که برآرم زدل نهال محبت که بارهاست بجانم زاحتمال محبت هر آنچه تخم وفا کشته ام جفا ثمرش بود کسی نچیده جز…

Continue Reading...

بر بهشت رخت آن خال که دیدم گفتم

بر بهشت رخت آن خال که دیدم گفتم من چو آدم زپی گندم جنت افتم گفتمش پای بجا طاق منم پیش رخت ابرویت گفت در…

Continue Reading...

بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال

بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال وحشی است غزال تو و خلقیش زدنبال از خال تو روشن بودم دیده نبینی بی نور بود…

Continue Reading...

بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق

بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشق مگر اینکه قبله باشد بت دلنواز عاشق نه بمسجد است و محراب نماز عشقبازان بخم دوابروی دوست بود…

Continue Reading...

بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی

بر سمن تا خطی از غالیه تحریر نکردی آیت حسن و صباحت همه تفسیر نکردی کور شد ای مه کنعان زغمت دیده یعقوب رحمی ای…

Continue Reading...