با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی

با من ای عشق اگر عهد کهن تازه کنی مصحف دل که زهم ریخته شیرازه کنی حسن را بی مدد تو نبود جلوه به دل…

Continue Reading...

با نکویان عاشقان را آشنایی مشکلست

با نکویان عاشقان را آشنایی مشکلست پشّه را پرواز با فر همایی مشکلست مرغ شب را دیدن مهر منیر آمد محال از گدای ره‌نشینی پادشایی…

Continue Reading...

با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن

با کثرت رقیب کنم خلوت انجمن تا با زبان دل بتو گویم دمی سخن روئین تنان که از اثر زخم سالمند دارند بیم از مژه…

Continue Reading...

با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبه‌رو

با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبه‌رو عیب عیان چو آینه گفت ز هردو مو به مو از همه سوی می‌وزد نفخه چین…

Continue Reading...

با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم

با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم یا باین زشتی چرا من لاف زیبائی زدم کنده ام با کز لک توحید چون چشم…

Continue Reading...

باد آورده بگلشن مژده نوروز را

باد آورده بگلشن مژده نوروز را گل نود از شاخساز آن موکب فیروز را دوستان در بوستان رخت اقامت میبرند ما بکاخ اندر کشیم آن…

Continue Reading...

باد دی در بوستان اظهار شوکت می‌کند

باد دی در بوستان اظهار شوکت می‌کند گلستان را خاروَش در قید ذلت می‌کند من سراپا دردم از این نخوت دی ساقیا داروی میخانه تو…

Continue Reading...

باد گل بوی سحر مژده زبستان آورد

باد گل بوی سحر مژده زبستان آورد که هزاران زطرب جمله بدستان آورد اقحوان زر کند و سیم شکوفه به نثار گوئیا مژده گل را…

Continue Reading...

باده صافی شد و گل پرده زرخسار افکند

باده صافی شد و گل پرده زرخسار افکند بایدت با خم می رخت بگلزار افکند مصریان گو نشناسید دگر دست و ترنج کز وفا یوسف…

Continue Reading...

باز با ما رقیب عربده داشت

باز با ما رقیب عربده داشت تخم کین در زمین دل می‌کاشت بی خبر بود از حکومت عشق شحنه عقل در درون بگماشت رآیت آفتاب…

Continue Reading...