با اینکه چشمانت به دل خنجر بسی بشکسته‌اند

با اینکه چشمانت به دل خنجر بسی بشکسته‌اند عقد خم زلفین تو دل‌ها به هم پیوسته‌اند گر نه گشاد ملک دل اندر نظر دارند باز…

Continue Reading...

آئی چو در قیامت محشر بهم برآید

آئی چو در قیامت محشر بهم برآید از شعله وجودت دود از عدم برآید کوی تو گر بکاوند از نقش پای عشاق تا هفتمین زمین…

Continue Reading...

با تف عشق ما در افتادیم

با تف عشق ما در افتادیم شمع‌وَش شعله بر سر افتادیم بارها داده سر در این سودا با سر نو به او در افتادیم هفت…

Continue Reading...

با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم

با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم از تو حاشا که نظر بر دگری پردازم من همه عمر بگویم که تو بی انبازی مدعی…

Continue Reading...

با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر

با تیغ بر سرم تاخت آن ترک ماه منظر ماهی هلال بر کف مهری کشیده خنجر چشمان دو ترک خوانخوار ابروی چون دم مار عقرب…

Continue Reading...

با داورت سخن چه بود روز داوری

با داورت سخن چه بود روز داوری یا خود بخون خلق بهانه چه آوری گر گیردت که داد ندادی بسلطنت با اینکه آمدت مه و…

Continue Reading...

با سپاه مژه از قتل که باز آمده‌ای

با سپاه مژه از قتل که باز آمده‌ای که به خون غرقه تو چون چنگل باز آمده‌ای عاشقان تو چو پیرامن تو شعله شمع محفل‌افروز…

Continue Reading...

با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را

با رخ تو مقابله کرده ام آفتاب را تافت ولیک روز کی بیش نداشت تاب را ای خم زلف اندکی زانمه رو کناره کن با…

Continue Reading...

با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده

با سیخ مژه آمده آن یار سرابیده دارد بر هر سیخ دل‌های کبابیده ترسم که بگیرندش کاین قاتل درویش است کز خون دل عشاق سرپنجه…

Continue Reading...

با قامت تو باغبان سرو صنوبر برکند

با قامت تو باغبان سرو صنوبر برکند با عارضت حور جنان از خویش زیور برکند ترک کمان کرده بزه پوشیده از خطت زره تا جوشن…

Continue Reading...