ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من

ای مار زلفین سیه ای عقرب جرار من تا کی زنی نیشم بدل تا کی کنی آزار من دفتر بگیر و جام ده کام من…

Continue Reading...

ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه

ای لبت بر خون مردم تشنه چشمت گُرسَنه آن به بیداری بریزد خون و آن اندر سنه جوشن ترکان غازی آهنین شد تا کمر بر…

Continue Reading...

ای ماه و خور از آینه داران جمالت

ای ماه و خور از آینه داران جمالت طوبی خجل از جلوه نو خیز نهالت حقا که فراموش کند چشمه حیوان گر خضر چشد جرعه…

Continue Reading...

ای مظهر جان‌آفرین جانی تو از سر تا قدم

ای مظهر جان‌آفرین جانی تو از سر تا قدم هر جا و جودی شد عیان پیش وجودت شد عدم ای آسمانت آستان گرد رهت کون…

Continue Reading...

ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی

ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی تو باغ خوبی را بهی ما نیز هم بد نیستیم گر میسراید بلبلی در باغ و بستان بر…

Continue Reading...

ای من اسیر زلف خم اندر خمت شوم

ای من اسیر زلف خم اندر خمت شوم همچون صبا بحلقه مو محرمت شوم نه خضر یافت زندگی از تیغ عشق تو ای من قتیل…

Continue Reading...

ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کرده‌ای

ای نسیم از چیست زلفش را پریشان کرده‌ای صد دل شیدا به هم دست و گریبان کرده‌ای صد چو مجنون آشکارا در بیابان طلب خویش…

Continue Reading...

ای مو بر آفتاب تو مشکین‌کلاله‌ای

ای مو بر آفتاب تو مشکین‌کلاله‌ای ای خط به ماه عارض دلدار هاله‌ای از احسن القصص نکند یاد یوسفش خواند از کتاب حسن تو هرکس…

Continue Reading...

ای نَفس ، اگر از درِ معنی به در آیی،

ای نَفس ، اگر از درِ معنی به در آیی، از صحبت ظاهر به حقیقت بگرایی عزلت بگزینی ز همه خلق چو عنقا نه بلبل…

Continue Reading...

ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو

ای نوسفر که سوختم اندر هوای تو ترسم که اشک فاش کند ماجرای تو تو آفتاب روشن و چون ماه در روش من سایه وش…

Continue Reading...