ای سلطنت امکان کم پایه زخدامت
ای سلطنت امکان کم پایه زخدامت تقدیر و قضا هر روز سر در خط احکامت از چیست سلیمانرا شد ملک جهان در حکم بر خاتم…
ای شمع چه داری بجهان سوز و گدازی
ای شمع چه داری بجهان سوز و گدازی از چیست که با حالت پروانه نسازی بلبل که بود مؤذن گلزار مگر رفت کامشب نشنیدم زچمن…
ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو
ای صید نگاه تو در چین و ختن آهو وای غالیه بو مویت چون نافهٔ تو بر تو خورشید نهد هر روز بر خاک درتو…
ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
ای شه کون و مکان ای علی عمرانی که گدایان تو را عار بود سلطانی دل ما جلوه گه تست نباشد عجبی زآنکه خورشید فزون…
ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت
ای طلعت محبوب ازل را زتو مرآت من باز بگیرم نظر از روی تو هیهات مشهود چو شد روی تو در چشم یقینم از لوح…
ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب
ای فتنه چشم سیهت راهزن خواب وی روی تو گلزار جهان را گل شاداب من شب همه شب از غم دیدار تو بیدار چشمان تو…
ای قضا و قدر اِستاده به حکم و رایَت،
ای قضا و قدر اِستاده به حکم و رایَت، ماه و خور آینه رای جهان آرایت تو کدامین شهی ای عشق که چون تکیه زدی…
ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدان
ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدان بس آفت مرد و زنی از آن لب و دندان انگشت بدندان بگزد عقل زحیرت هر گه…
ای قافلهسالار ز لیلی خبری نیست
ای قافلهسالار ز لیلی خبری نیست بانگ جرسی هست و ز مجنون اثری نیست بر بست میان تنگ به قتلم که مگر خلق در شهر…
ای کرده آفتاب زروی تو تاب قرض
ای کرده آفتاب زروی تو تاب قرض عطری زخاک کوی تو کرده گلاب قرض ماه و ستاره را نرسد لاف روشنی جائی که نور از…





