ای رفته و نشناخته قدر دل ما را
ای رفته و نشناخته قدر دل ما را باز آی که مردیم زهجر تو خدا را هر روزه جفا کردی و گفتی که وفا بود…
ای ز سنبل پرده بسته بر سمن
ای ز سنبل پرده بسته بر سمن وی رطب آورده از سرو چمن از سمن هرگز بنفشه سرزده یا شکر داد است سرو سیمتن موسی…
ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم
ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم کوفته از عنبر سارا بفرق مه علم عنبر تر پروری در آتش اینت معجزه معجزه دیگر…
ای زده بر خط مشگین بر گل سوری رقم
ای زده بر خط مشگین بر گل سوری رقم کوفته از عنبر سارا بفرق مه علم عنبر تر پروری در آتش اینت معجزه معجزه دیگر…
ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی
ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی وز یاد تو در هر گذری هایی و هویی سرگشته چو گو در همه آفاق چه…
ای زلف پرشکن تو سراپا شکستهای
ای زلف پرشکن تو سراپا شکستهای گویا ز بار خاطر عشاق خستهای عاشق نهای چیست سرافکندهای به پیش دیوانه نیستی و سلاسل گسستهای مجنون نهای…
ای ساقی آتشدست زآن آب شرارانگیز
ای ساقی آتشدست زآن آب شرارانگیز از خم به سبو افکن از شیشه به ساغر ریز افسرده دلم مطرب پژمرده گلم ساقی بنشین و بده…
ای سر زلف سیه هم دست و همدستان تراست
ای سر زلف سیه هم دست و همدستان تراست جان و دل در بند داری هم دل و هم جان تراست جادوئی و سحر ساز…
ای سراپا فتنه وی فتنه بر روی تو من
ای سراپا فتنه وی فتنه بر روی تو من آفت پیر و جوانستی بلای مرد و زن چهره یک گلزار کابل جلوه یک کشمیر سرو…
ای سرو نورسیده زگلزار کیستی
ای سرو نورسیده زگلزار کیستی دل میبری زخلق و دل آزار کیستی ای زلف سرنگون شده ی همچو بخت من ای پرچم بلند نگونسار کیستی…





