آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند
آنان که بشمع تو پروانه صفت سوزند شاید که به هر محفل آتشکده افروزند رخسار تو خورشید است زاغیار چه میپوشی کاینان همه خفاشند ناچار…
آنان که حجاب تن و جان را بدریدند
آنان که حجاب تن و جان را بدریدند در پرده بجز شاهد جانانه ندیدند پیمانه بدادند و قدح باز گرفتند گفتند هنیئا لک و پاسخ…
آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو
آنچه به بغداد کرد تیغ هلاکو کرد به ملک دل آن بلارک ابرو ترک تو چنگیز را کشید به یاسا کافر حربی برد به چشم…
آنچه در مذهب رندان طریقت گنه است
آنچه در مذهب رندان طریقت گنه است میگساری نه که آزار دل مرد ره است خوردن خون رزان را تو گنه میدانی خوردن خون کسان…
آنرا که دوست هست چه پروای دشمن است
آنرا که دوست هست چه پروای دشمن است با شب گر آفتاب بود روز روشن است سبحه نهم زپنجه و زنار بگسلم تا رشته دو…
اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست
اندر حریم حسن بتان غیر ناز نیست در کیش عشق هم صنما جز نیاز نیست پروردگان نعمت عشق اند این گروه عشاق را بکعبه ظاهر…
آندم که زنم از عشق فرخنده دمی باشد
آندم که زنم از عشق فرخنده دمی باشد در دادن سر ما را ثابت قدمی باشد شایسته درویشان افتاده ملامتها خاصه که دل درویش با…
آنروز که از خواب عدم دیده گشودیم
آنروز که از خواب عدم دیده گشودیم جز دوست ندیدیم و دگر باره غنودیم بیدار دل آن کاو که بیاد تو کند خواب ما چشم…
آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش
آنکه سلامت جهان آمده در سلامتش خون دو عالم ار خورد من نکنم ملامتش جلوه بباغ اگر کند تازه نهال قامتش سرو سهی زجا رود…
آنکه گفتی که بلب سر نهانی دارد
آنکه گفتی که بلب سر نهانی دارد بسخن آمد و دیدم که دهانی دارد دل ندارد مگر آنکس که بعشق تو سپرد کشته تیر غم…





