آن دو چشم تو که در زیر دو ابروی خمند
آن دو چشم تو که در زیر دو ابروی خمند چون دو مستند که پیوسته پی قصد همند چشمهایت ز نگه وآن دو لبان از…
آن را که کشوری بنگاهی مسلم است
آن را که کشوری بنگاهی مسلم است چون جم جهانیش همه در زیر خاتم است خورشید آسمان که جهان روشن است از او در پیش…
آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش
آن غزالی که من از غمزه شدم نخجیرش بخت آن کو که به تدبیر کنم تسخیرش دل سرای تو و ویران تر از او جائی…
آن غمی را که کران نیست غم حرمانست
آن غمی را که کران نیست غم حرمانست آن شبی را که سحر نیست شب هجرانست غیرت عشق نداری اثری در تو مگر یوسف تست…
آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم
آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم تنگ شکر بسته و از هند و اهواز آمدم بیحضور دوست عاشق چون زید در بوستان…
آن کیست تا بر گوش جان پیغام جانان آورد
آن کیست تا بر گوش جان پیغام جانان آورد پیغام بلقیس از سبا سوی سلیمان آورد تا جان سوی جانان شود تن پای تا سر…
آن فتنه زانجمن چو برخاست
آن فتنه زانجمن چو برخاست شد قامت او قیامتی راست شنعت نزند بعشق بازان هر کس که زرمز عشق داناست بالای تو گر بلاست شاید…
آن لعل شکربار که صد بار نمک داشت
آن لعل شکربار که صد بار نمک داشت بر قلب حریفان زخط سبز محک داشت گر بود نمکزار چرا قند و شکر ریخت گر تنک…
آن مست که در میکده مستانه بگرید
آن مست که در میکده مستانه بگرید از شیخ حرم به که بافسانه بگرید از خاصیت عشق بعالم عجبی نیست گر شمع شب از ماتم…
آن می که از شعاعش آتش زند زبانه
آن می که از شعاعش آتش زند زبانه درده سحر که دارم درد سر شبانه زآن آب شادی افزا غم را بشوی از دل کاتش…





