اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد
اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد کفایت خرمن کون و مکان را یک شرر باشد ندیدی حالت یعقوب و حسن ماه کنعان را…
اگر این نکهت از آن طره چین در چین است
اگر این نکهت از آن طره چین در چین است نتوان گفت که نافه ز غزال چین است جان شیرین زکفش رفت بتخلی و هنوز…
اگر بسینه دل دغدار من باشد
اگر بسینه دل دغدار من باشد هزار لاله و گل در کنار من باشد اسیر گل شدن و پیش شمع جان دادن نه کار بلبل…
اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی
اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی کنند اهل تصوف زوجد و حال وداعی چه نور بود که در طور عشق کرد تجلی که سوخت خرمن…
اگر جانان زدر آید چه اندیشه زجان باشد
اگر جانان زدر آید چه اندیشه زجان باشد که جان در مجلس جانان متاعی رایگان باشد توئی با طلعت زیبا درون جامه دیبا که حورا…
اگر چو شمع ز تو آتشم به سینه نبود
اگر چو شمع ز تو آتشم به سینه نبود ز چیست هر شبم از دل به سر برآید دود کسی که شوق طواف حرم به…
اگر زروی نگارین تو پرده برداری
اگر زروی نگارین تو پرده برداری در این دیار دل و دین بجای نگذاری دلی نشد که ندیده زچشمت آزاری بلی زترک نیاید بجز ستمکاری…
اگر زلف دلاویزش صبا وقتی برافشاند
اگر زلف دلاویزش صبا وقتی برافشاند هزاران سلسله دلرا بیک جنبش بجنباند اگر افتد بدست آن طره طرار صوفی را بوقت وجد بر کون و…
اگر عقد میفروشت ز شراب حل نسازد
اگر عقد میفروشت ز شراب حل نسازد بگذر که حل مشکل به جز از اجل نسازد به قمار عشق دارم سر پاکبازی اما به کجاست…
اگر نه بخت من او دایم از چه خواب کند
اگر نه بخت من او دایم از چه خواب کند وگرنه جان من از چیست اضطراب کند مدام می کشد آن چشم مست زآن لب…





