از ما کند دریغ چو جور و جفا هنوز
از ما کند دریغ چو جور و جفا هنوز کی طبع اوست مایل مهر و وفا هنوز صیاد روزگار که آفاق دیده است این آهوان…
از مردم چشم تو دل زلفت به یغما میبرد
از مردم چشم تو دل زلفت به یغما میبرد جان دستمزد آن دزد را کز دزد کالا میبرد ترکی که از ملک دلم طاقت به…
از هیچ کسی ساخته غیر از تو دهانی
از هیچ کسی ساخته غیر از تو دهانی جز تو بخیالی که کند تنک میانی گر ماه بود قوه گفتار ندارد ور غنچه بود پیش…
از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است
از هر خوشی بدور جهان عشق خوشتر است تن گر بکاست عشق ولی روح پرور است عاشق زخویش غایب و حاضر ببزم دوست گر بینیش…
از وصل روی جانان امشب چو کامکاری
از وصل روی جانان امشب چو کامکاری شکوه ز بخت حیف است گر بر زبان برآری شربت بود چو گیری از دست دوست حنظل عزت…
آزادگان به قید تعلق کم اوفتند
آزادگان به قید تعلق کم اوفتند ور زانکه لغزشی برود محکم اوفتند شکوه ز نیکوان نتوانم که گفتهاند خوبان باوفا به زمانه کم اوفتند نازم…
اسیر عشق شدن عقل را قرار نبود
اسیر عشق شدن عقل را قرار نبود نظر به منظر خوبان به اختیار نبود قرار داد که من بیقرار او باشم دریغ و درد که…
آزار اگر از یار است آزار نباشد
آزار اگر از یار است آزار نباشد هر یار که آزرده شود یار نباشد دین و دل و سرباختن اندر کف پائی اندک بود ای…
آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی
آفت دین و دل و فتنه هر مرد و زنی آوخ ای غمزه جادو که چه پرمکر و فنی سبحه زاهد و زنار مغان هر…
اصل ناپیدا و عکسی در میان افکندهای
اصل ناپیدا و عکسی در میان افکندهای کیمیا پنهان و غوغا در جهان افکندهای گل شُدَت آیینهدارِ رنگ و بو در بوستان سوز از آن…





