شب تا به سحر همی‌کنم زاری‌ها

شب تا به سحر همی‌کنم زاری‌ها در شدت تنهایی و بیماری‌ها از هجر فکندیم به دشواری‌ها ای یار کجا شد آن همه یاری‌ها

Continue Reading...

سر رشته اهل زهد بگسل ای دل

سر رشته اهل زهد بگسل ای دل در دیر فنا بساز منزل ای دل جز مطرب و می مجوی حاصل ای دل یک یک گفتم…

Continue Reading...

ساقی بقدح می طربناک انداز

ساقی بقدح می طربناک انداز عکس رخ پاک در می پاک انداز بس شور و شغب در من بی باک انداز زان غلغله در گنبد…

Continue Reading...

ساقی نه ز آب تلخ کز آتش تیز

ساقی نه ز آب تلخ کز آتش تیز یکرطل گران سوی من آور برخیز گر زانکه ز توبه ات شوم عذرانگیز انداز به آستین و…

Continue Reading...

ساقی به من غمزده پیش آر قدح

ساقی به من غمزده پیش آر قدح هر چند بود بزرگ بردار قدح گر زانکه بود سپهر دوار قدح در یک دو کشش کنم نگونسار…

Continue Reading...

ضعفم را آن میان چون مو باعث

ضعفم را آن میان چون مو باعث قتلم را آن طره هندو باعث عمرم را آن قامت دلجو باعث جانم را آن لعل سخنگو باعث

Continue Reading...

هر چیز رسد ز اهل دوران مخروش

هر چیز رسد ز اهل دوران مخروش وز قسم ازل زیاده را بیش مکوش بر بند ز ناشنیدنی پرده گوش وز هر چه نه گفتنی…

Continue Reading...

گر زهر غمم کند هلاک ای ساقی

گر زهر غمم کند هلاک ای ساقی تریاک میم دهی چه باک ای ساقی دل شد چو ز توبه جرمناک ای ساقی آن جرم به…

Continue Reading...

مهلک بود ای رفیق ایام فراق

مهلک بود ای رفیق ایام فراق آمیخته ز هر هجر در جام فراق گر صبح وصالم دمد از شام فراق نامم مبر ار دگر برم…

Continue Reading...

یاران چو کشند در بهاران می صاف

یاران چو کشند در بهاران می صاف من گرچه ز زهد و توبه پیش آرم لاف دارندم اگر ز می بدان هرزه معاف در عالم…

Continue Reading...