بر شوخی ازین عشوه گران ای ساقی
بر شوخی ازین عشوه گران ای ساقی پنهان به تو هستم نگران ای ساقی پر ساز سبک رطل گران ای ساقی بیهوشم کن چون دگران…
آئین طلب ز خود پسندان مطلب
آئین طلب ز خود پسندان مطلب وین شیوه جز از نیازمندان مطلب بی نقشی ز اهل زهد چندان مطلب وین نقش ز غیر نقش بندان…
تا شد بدرون آتش هجران واقع
تا شد بدرون آتش هجران واقع وانگه ز برونم اشک غلطان واقع شد سعی بدانچه بود امکان واقع آن شعله بآب کشت نتوان واقع
تا اندر دل تاب و توانی بودم
تا اندر دل تاب و توانی بودم تا در بدن از روح نشانی بودم دل مایل حسن دلستانی بودم جان واله آشوب جهانی بودم
تا کی ستم و محنت هجران کشمت
تا کی ستم و محنت هجران کشمت باشد که شبی به بیت الاحزان کشمت از چاک درون دل ویران کشمت وانگاه ز دل به خلوت…
تا شد به هوای عشق آن ماه لقا
تا شد به هوای عشق آن ماه لقا اشکم دریا از جگر خون پالا گریند به حال من درین رنج و عنا مرغان هوا و…
تا ماند قضا بر سر من افسر عشق
تا ماند قضا بر سر من افسر عشق در دهر دلم ساخت نهان گوهر عشق زان افسرم افتاد بکف کشور عشق زان گوهرم افروخت به…
تتبع اثیر اخسیکتی
تتبع اثیر اخسیکتی آگاه نگشتم که درین دیر کیام یا خود چیام و از چیام و بهر چیام معلومم نی که آدمی یا زمیام یا…
چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج
چشمت که طریق سحر ازو یافت رواج از بابل و کشمیر همی گیرد باج عیار صفت ربوده گاه تاراج از تن ها سر چنانک از…
تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود
تو نامدی و مهر فلک جلوه نمود تو رفتی و مهر بود بر چرخ کبود آید بر خم خون دل از دیده فرود از آمدن…





