ای از تو درون ناتوانم را حظ
ای از تو درون ناتوانم را حظ وز حسن تو چشم خون فشانم را حظ از قد خوشت روح روانم را حظ وز لعل روان…
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش
آنروی که اوج حسن شد جلوه گهش نظاره نموده ام ز زلف سیهش نسبت نتوان کرد بخورشید و مهش زانرو که نظر فکنده ام ته…
آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا
آمد ز نسیم صبح بوی تو مرا در روضه نمود جلوه کوی تو مرا گل دیدم و شد نشان روی تو مرا معلوم نشد ولیک…
آمد به من خسته ز دلبر کاغذ
آمد به من خسته ز دلبر کاغذ از مسأله وفا محرر کاغذ گریان ماندم چو دیده را بر کاغذ چون اشک روان فرو شدم در…
ای از می لعلت همه سر مستی ما
ای از می لعلت همه سر مستی ما از سرو بلندت بزمین پستی ما کز پی بخیال تست همدستی ما واپس باشد ز نیستی هستی…
ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا
ای بیحد و عد هر نفست حمد و ثنا وز صد چندین حمد و ثنات استغنا ذکر ملکوت اندرین دیر فنا با علم تو سبحانک…
ای دل تو مگر که مشک نابست آن خط
ای دل تو مگر که مشک نابست آن خط زآنرو که ز زنگ در حجابست آن خط کز شام رقم بر آفتابست آن خط نی…
ای ساقی شنگ ده می آتش رنگ
ای ساقی شنگ ده می آتش رنگ کو آب کند اگر چکانیش بسنگ افتاده گران سنگ غمم در دل تنگ شاید سبکش کنم بدین حیله…
ای قتل مرا کشیده مژگانت صف
ای قتل مرا کشیده مژگانت صف هر تیری ازان جان مرا کرده هدف جز آنکه دران ورطه شود عمر تلف زان صف نتوان رفت برون…
ای زاتش سودای تو داغم بر داغ
ای زاتش سودای تو داغم بر داغ در شام غم از سپهر افزون تر داغ بگذشته درون هم از برونم هر داغ آیا به کجا…





