یاران که یکیک از من بیدل جدا شدند
یاران که یکیک از من بیدل جدا شدند کس را وقوف نیست که هر یک کجا شدند بیگانگی چو بوده در آخر طریقشان اول چرا…
واعظان تا چند منع جام و ساغر میکنند
واعظان تا چند منع جام و ساغر میکنند چون دماغ خویش را هم گه گهی تر میکنند از قدح آنانکه گاه نشئه مییابند فیض زین…
هوای می به سر هر که چون حباب رود
هوای می به سر هر که چون حباب رود عجب نباشد اگر در سر شراب رود چو بخت خفته سوی ما به صد حیل آمد…
یارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟
یارب آن مُغبَچهٔ شوخ ز میخانهٔ کیست؟ مست در میکده از ساغر و پیمانهٔ کیست؟ سوی مسجد شده و غیرت آن میکشدم پیش من گرچه…
یارب چه بلاییست که آن شوخ قدحنوش
یارب چه بلاییست که آن شوخ قدحنوش هر باده که با غیر خورد من روم از هوش از بسکه سبوی در میخانه کشیدم شد چون…
وه که در وقت گلم زان گل رخسار جدا
وه که در وقت گلم زان گل رخسار جدا گل جدا آتش من نیز کند خار جدا از جدایی من و یار ابر ز تأثیر…
از گوشه بام عارضت ماه سما
از گوشه بام عارضت ماه سما خورشید گرت ندید باشد ز عما شد عکس دو ابروت بچشمم صنما آن نوع که در شیشه بود قبله…
از محنت عاشقی به جانم چه کنم؟
از محنت عاشقی به جانم چه کنم؟ دیوانه و رسوای جهانم چه کنم؟ صبرست مرا چاره و دانم چه کنم؟ دانم چه کنم چون نتوانم…
از هجر تو کارم اضطراب است امشب
از هجر تو کارم اضطراب است امشب جان از پی رفتن بشتاب است امشب تن را ز فراق پیچ و تاب است امشب دریاب که…
آمد به چمن قافله باد بهار
آمد به چمن قافله باد بهار از سنبل تر نافه چین بسته بتار از غنچه که کرده بیضه نرگس اظهار گویا که به چشمش از…





