مه آتش پرستم آتش اندر جان غمکش زد
مه آتش پرستم آتش اندر جان غمکش زد در آتشگاه رسوایی به خان و مانم آتش زد عجب نبود اگر غش کرده تا محشر فتد…
مه من در شبستان چونکه نو شد جام می شبها
مه من در شبستان چونکه نو شد جام می شبها نماید از شفق می از حباب ریزه کوکبها دهن شد چشمه حیوان ترا از عین…
میرود سرو من و رفتار میماند به دل
میرود سرو من و رفتار میماند به دل وز گل رخسار او صد خار میماند به دل جان چو از تن شد برون در دل…
می آینه گون صاف و قدح آینه فام است
می آینه گون صاف و قدح آینه فام است جز عکس رخ یار درو دان که حرام است چو ساقی مهوش قدحت عشوهکنان داشت تقوی…
می بایدت به دیر مغان آی و نوش کن
می بایدت به دیر مغان آی و نوش کن ایمان فدای مغبچه می فروش کن دارم سخن به گوش تو پنهان ز مدعی های ای…
میرود یار جدا زو کار بر من مشکل است
میرود یار جدا زو کار بر من مشکل است داغ هجرم بر تن و نیش فراقم بر دل است باده دور از وی کجا آرد…
میکند وقت صبح نعره سحاب
میکند وقت صبح نعره سحاب که زمان صبوح را دریاب از گلستان کشید مرغ صفیر در شبستان نمود ناله رباب زین فغانها ز هر طرف…
میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بود
میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بود بودنم واله گلبرگ هم از روی تو بود در خم طاق فلک هیأت قوسی هلال از پی…
نسیم صبح بگو آن نهال رعنا را
نسیم صبح بگو آن نهال رعنا را که باغ عمر خزان دیده از تو شد ما را به یک قدح که کشیدی ز آب آتش…
نبینم سوی او گرچه به رویش آرزومندم
نبینم سوی او گرچه به رویش آرزومندم چو در مجلس بود آن مه بدین مقدار خرسندم ز هجرت گریههای تلخ زهرم در مذاق افکند چه…





