شد بلا چشم تو ای گلرخسار

شد بلا چشم تو ای گلرخسار نقطه زیر بلا خال عذار اینکه در جان و دل آتش زده‌ای دل ازین هست به جان منت دار…

Continue Reading...

شگفت چون گل رخسار ساقی از می ناب

شگفت چون گل رخسار ساقی از می ناب بنای زهد من از سیل باده گشت خراب مرا که نقد دل و دین برفت در سر…

Continue Reading...

صبح است فیض اگر طلبی ترک خواب کن

صبح است فیض اگر طلبی ترک خواب کن تا چند مست خواب قدح پر شراب کن ما را به شیشه می فکن و از عتاب…

Continue Reading...

صبح تاب مه کزین عالی رواق افتاده بود

صبح تاب مه کزین عالی رواق افتاده بود با مه خویشم صبوحی اتفاق افتاده بود وه چه باشد هر کرا هرگز چنان صبحی دمد کافتابم…

Continue Reading...

صبح چون رایت به فرق خسرو خاور کشید

صبح چون رایت به فرق خسرو خاور کشید باده خوش باشد ز جام خسروانی در کشید کو کله کج نه به مستی هر که در…

Continue Reading...

صبح رندان صبوحی در میخانه زدند

صبح رندان صبوحی در میخانه زدند در خرابات مغان ساغر مستانه زدند می رنگین به خم عشق که بد مالامال دوره کرده قدح و جام…

Continue Reading...

صبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریخت

صبح ساقی بهر رندان ساغر گلفام ریخت چون که در گل شبنم می را به گلگون جام ریخت یافت آرامی دلم کاخر دلارامی چنین می…

Continue Reading...

صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد

صوفی ز میم واقف اسرار نهان کرد من نیز چو نوشم به کنم آنچه توان کرد جاوید سرافراز شد آنکس که سر خود در دیر…

Continue Reading...

طریق شیوه رندی کسی بجا آورد

طریق شیوه رندی کسی بجا آورد که روی دل سوی میخانه فنا آورد نداشت نور صفا شام هجر ما آن مه ز چهره نور رسانید…

Continue Reading...

عشق اجزای وجودم را به راهت خاک کرد

عشق اجزای وجودم را به راهت خاک کرد سنگ بیدادت ازان خاکم برون آورد کرد گرمی و سردی ندیدم گرچه اندر راه عشق کرد ازان…

Continue Reading...