رندان که میل باده به دیر فنا کنند
رندان که میل باده به دیر فنا کنند آیا بود که جام اشارت بما کنند رنجم خمار گرچه بود مهلک ای حکیم باید که هم…
رندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان
رندی که پا برون نهد از دیر سرخوشان هست از علوشان برهش فرق سرکشان مجنون وشان وصل کجا زانکه پا نهند با صد هراس و…
ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را
ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را که روشن کرد هرسو شمع گلهای بهاران را چو نرگس جام زر بگرفت و لاله ساغر یاقوت…
ز آتش عشق تو چون خاک شود منزل من
ز آتش عشق تو چون خاک شود منزل من علم قبر بود شعله دود دل من رنگ از خون دل و آب ز پیکان تو…
ز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل است
ز بحر چرخ به کشتی عمر صد خلل است دواش بحر شراب و سفینه غزل است می رقیق چو نقد حیات بیمثل است بت شفیق…
ز بس که مستی عشقم ز شرح بیرون است
ز بس که مستی عشقم ز شرح بیرون است می است اشک جگرگون مگر که او چون است شراب را بود آن گونه زان گلرخسار…
ز تب مباد صداعی بدان جوان یارب
ز تب مباد صداعی بدان جوان یارب که صدقه سرش این پیر ناتوان یارب ز هجر یارب و افغانم از فلک بگذشت توام خلاص نمایی…
ز خاک کوی تو بوی عبیر میآید
ز خاک کوی تو بوی عبیر میآید که سوی دلشدگان دلپذیر میآید شهی که ملک جهان را به ظلم کردی اسیر هنوز ناشده سویت اسیر…
ز روی بستر شاهی به بین گهی ما را
ز روی بستر شاهی به بین گهی ما را به زیر پهلو خار و به زیر سر خارا چو لب به عشوه گزی دست اگر…
ز سر آب حیاتم می آگهی آورد
ز سر آب حیاتم می آگهی آورد به کوی میکده خضرم به همرهی آورد چنان که کشتی سایل سپهر بین ز هلال ببزم دردکشان ساغر…





