دم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت

دم نقد است مرا کوی مغان باغ بهشت می کوثر به کف مغبچه حور سرشت لوح رخسار تو آمد سبقم روز ازل کلک قدرت چو…

Continue Reading...

دو زلف کان مه نامهربان به تاب افکند

دو زلف کان مه نامهربان به تاب افکند نقاب بر مه و برقع بر آفتاب افکند به طرف مصحف عارض نمود حلقه زلف نشانه را…

Continue Reading...

دوش در میخانه جانان همدم عشاق بود

دوش در میخانه جانان همدم عشاق بود تا سحر غوغای رندان را به جان مشتاق بود زهره را آورده بود او از سر مستان به…

Continue Reading...

دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد

دوشم از سوز فنا با قد خم یاد آمد شمع در گریه شد و چنگ به فریاد آمد با همه سنگدلی رحم کنی گر دانی…

Continue Reading...

دوران نشان ز بخت جوانم نمی‌دهد

دوران نشان ز بخت جوانم نمی‌دهد جامی ز دست پیر مغانم نمی‌دهد از هر که نوشداروی جان می‌کنم طلب جز از شرابخانه نشانم نمی‌دهد در…

Continue Reading...

دید آن که پی من به خرابات فنا رفت

دید آن که پی من به خرابات فنا رفت سرها چو حباب آمد و بر باد فنا رفت در هجر تو آه دل من بوده…

Continue Reading...

رفتی اگرچه از بر من کی گذارمت

رفتی اگرچه از بر من کی گذارمت تا بازت آورد به خدا می‌سپارمت کارم چو از ازل به تو افتاده تا ابد گر صد رهم…

Continue Reading...

رُموز العشق کانت مشکلا بالکاس حللها

رُموز العشق کانت مشکلا بالکاس حللها که آن یاقوت محلولت نماید حل مشکل‌ها سوی دیر مغان بخرام تا بینی دوصد محفل سراسر ز آفتاب می…

Continue Reading...

رندان که عزم سیر به کوی مغان کنند

رندان که عزم سیر به کوی مغان کنند دین بهر می و چو مغبچه جوید چنان کنند ایمان چو باختند به زنار زلف او آنگه…

Continue Reading...

رندان همه در کوی مغان گشته خرابت

رندان همه در کوی مغان گشته خرابت ای مغبچه شوخ چه مست است شرابت لطف و کرمت تیر کشیدست به تنها ارباب وفا جان دهد…

Continue Reading...