به مخموری پیاپی می‌تپد دل

به مخموری پیاپی می‌تپد دل مگر از مژده می می‌تپد دل؟ لبالب ساغرش سازد مگر دفع چو زینسانم پیاپی می‌تپد دل مگر ساقی مهوش خواهم…

Continue Reading...

به مستی در دلم گردد خیال روی یار امشب

به مستی در دلم گردد خیال روی یار امشب که سازد هر زمان در گریه‌ام بی‌اختیار امشب به حالم شمع را گر دل بسوزد گو…

Continue Reading...

بهاران گر به گلشن طرح جام و ساغر اندازیم

بهاران گر به گلشن طرح جام و ساغر اندازیم بیا این سقف بشکافیم و طرح نو در اندازیم سیاهی گرانمایه غم که سازد وقت ما…

Continue Reading...

بهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب

بهر عمر جاودان شد هر که را چیزی سبب خضر را آب حیات و رند را آب عنب گفته‌ای یک تیره شب تا روز همدم…

Continue Reading...

بود آب زده ساحت میدان خرابات

بود آب زده ساحت میدان خرابات بزم طرب آماده در ایوان خرابات بنشسته در و پیر خرابات قدح نوش در خدمت او صف زده رندان…

Continue Reading...

بود گرچه جام می لاله‌گون تلخ

بود گرچه جام می لاله‌گون تلخ ولی جام هجرست از وی فزون تلخ گر این هر دو تلخ است لیکن به اغیار بود یار می…

Continue Reading...

بوی شراب عشق تو بیهوشی آورد

بوی شراب عشق تو بیهوشی آورد رنگش ز رنگ عقل فراموشی آورد باشد تکلم تو زبان بند اهل عشق کش استماع مایه خاموشی آورد لعلت…

Continue Reading...

بیا که پیر مغان جام پر ز صهبا ساخت

بیا که پیر مغان جام پر ز صهبا ساخت ز بهر دردکشان بزم می مهیا ساخت مرا به مجمع رندان رسید صف نعال ازانکه مغبچه…

Continue Reading...

بیا که پیر مغان در سبو شراب انداخت

بیا که پیر مغان در سبو شراب انداخت هوای مغبچه دل‌ها در اضطراب انداخت نه ساقی از خوی رخسار خود چکاند به جام پی نشاط…

Continue Reading...

بیا که عرصه میخانه عشرت آبادست

بیا که عرصه میخانه عشرت آبادست ز ساحتش خس اندوه رفته بر بادست کتابه در عالیش این رقم کین در بآنکه از دو جهان رو…

Continue Reading...