یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست

یوسف بازار ما هم خود خریدار خودست خوش قیامت کرده غم هر کس گرفتار خودست راز دل پوشیده کی ماند به منع گفتگو لب اگر…

Continue Reading...

یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح

یک لحظه سر برآر مه من ز خواب صبح لعل لبی به خنده گشا در جواب صبح سر بر ندارد از سر بالین دگر ز…

Continue Reading...

یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم،

یک عشوه از آن نرگس غمّاز ندیدیم، تا جان هدف ناوک صد ناز ندیدیم در عهد تو دنبالِ رخ مِهرفزایت چشمی که به حسرت نبود…

Continue Reading...

یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت

یک نظر کرد و از آن صد گونه استغفار داشت آفتاب عاشقان دایم ز گرمی عار داشت کار من از سازگاری بی‌گره هرگز نبود دایم…

Continue Reading...

یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست

یک لحظه که در پیش من آن شوخ نشست ننشسته، به من فتنه‌گری در پیوست مهری که نداشت در دل از من برداشت عهدی که…

Continue Reading...

آخر ترک تو بیوفا دل کردم

آخر ترک تو بیوفا دل کردم عهد تو به فرمان تو باطل کردم شادی که به کام دشمنم کردی و من شادم که رضای دوست…

Continue Reading...

از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم

از مکرِ خرد ز حد فزون می‌ترسم وز حیلة عقل ذوفنون می‌ترسم گفتی به خرد مگر ترا دشمنی است نه نه که ز نفرین جنون…

Continue Reading...

از پیش من ای ماه جهان گرد مرو

از پیش من ای ماه جهان گرد مرو وی غنچه نازِ نازپرورد مرو در عشق تو با من نفسی بیش نماند یک لحظه غنیمت است،…

Continue Reading...

از ناز قضا چو چهرة حسن آراست

از ناز قضا چو چهرة حسن آراست تشریف حیا به قدّ عشق آمد راست گر این دو نگهبان نبود از چپ و راست بس دود…

Continue Reading...

اسرار نهان فاش نباید گفتن

اسرار نهان فاش نباید گفتن جز حیرت سامع نفزاید گفتن هر چند که آیینه جدا نیست ز عکس لیک آینه را عکس نشاید گفتن

Continue Reading...