نو خط من کرده است عزّت نخجیر من

نو خط من کرده است عزّت نخجیر من سلسلة عنبرین ساخته زنجیر من کام حلاوت کشم، طعم هلاهل گرفت لعل که شکّر فکند در قدح…

Continue Reading...

نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت

نوبهار من که هر خار مرا گل کرد و رفت ناله‌ام را در فراق خویش بلبل کرد و رفت باد گلزار جمالش ایمن از خاشاکِ‌نقص…

Continue Reading...

نی همین ناز تو تنها بهر قتل ما بس است

نی همین ناز تو تنها بهر قتل ما بس است یک نگه از گوشة چشم تو عالم را بس است دیده‌ام در گریة غم کیسه…

Continue Reading...

نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم

نیایم در نظر از ناتوانی هر کجا افتم چنان از دیده پنهانم که ترسم در بلا افتم ره افتادگی پیموده‌ام تا پلّة آخر ازینجا هم…

Continue Reading...

نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ

نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ همچو شمع از خون گرم شعله، تر دارم دماغ بسکه از تاب رخش اجزای مجلس گرم بود…

Continue Reading...

ها مژده که جانانه خرامید به صحرا

ها مژده که جانانه خرامید به صحرا با شیشه و پیمانه خرامید به صحرا از خواب دگر وا نشود چشم غزالان کان لعل پر افسانه…

Continue Reading...

هر آه که درد از دل ناشاد برآرد

هر آه که درد از دل ناشاد برآرد نورسته نهالی است که فریاد برآرد ناید به کمند کسی آن آهوی وحشی این صید دمار از…

Continue Reading...

هر تار مژگانم بود موجیّ و عمّان در بغل

هر تار مژگانم بود موجیّ و عمّان در بغل هر قطرة اشکم بود نوحیّ و طوفان در بغل خوش مضطرب می‌آید از کوی تو باد…

Continue Reading...

هر دم ز گرمخویی خود برفروزیَم

هر دم ز گرمخویی خود برفروزیَم پُر گرم هم مباش که ترسم بسوزیَم باشد دهان تنگ توام روزی از ازل زانست کز ازل به جهان…

Continue Reading...

هر جا که نام درد دل مبتلا بریم

هر جا که نام درد دل مبتلا بریم رنگ اثر ز چهرة سعی دوا بریم چون نبض خسته می‌جهد این جا دل مسیح بیمار عشق…

Continue Reading...