من بلبلم و گلشن کویت چمن من

من بلبلم و گلشن کویت چمن من فرهادم و چین سر زلفت وطن من رسوا شدم از بس که ز یاد تو شدم پر بوی…

Continue Reading...

من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی

من گرفتم درد دل غیر از توام داند کسی چارة درد دل من جز تو نتواند کسی دیگرانت مهربان دانند و من نامهربان آنچه من…

Continue Reading...

من مست محبّتم چه سازم

من مست محبّتم چه سازم سرشار ملامتم چه سازم جا در دل بیغمان ندارم من سوز محبّتم چه سازم پیوسته به کام دشمنانم من بادة…

Continue Reading...

من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم

من هیچ نمی‌گویم من هیچ نمی‌دانم در عشق تو مدهوشم در وصف تو حیرانم نشناسدم از گلبن بلبل که خیال تو گل ریخته تا دامن…

Continue Reading...

من و تصوّر ترک غمت خیال محال است

من و تصوّر ترک غمت خیال محال است خلاصی از ستم عشق احتمال محال است اگرچه قطع نظر ممکن است و ممکن ممکن ولیک دل…

Continue Reading...

منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد

منگر که نگاهی ز سر ناز به ما کرد در سینه ببین با دل مجروح چه‌ها کرد در تاب نشد خوی تو از هرزه‌درایان تا…

Continue Reading...

من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا

من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا توان در خاکبازی یافت اکسیر مراد آنجا گشاد فیض خواهی چشم عبرت در…

Continue Reading...

منم به یاد تو آسوده از نعیم ریاض

منم به یاد تو آسوده از نعیم ریاض تهی ز هر هوس و فارغ از همه اغراض به نیم جان شده راضی چو مرغ نو…

Continue Reading...

منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست

منم که مرغ دلم صید عشوه و نازست پریدن دل کبکم به بال شهبازست چنان به کنج قفس خو گرفته‌ام که دگر به یاد خاطر…

Continue Reading...

مه را غم هلال تو رنجور می‌کند

مه را غم هلال تو رنجور می‌کند خورشید بر رخت نظر از دور می‌کند چشمش نظر ز صفحة آیینه بر نداشت خورشید من مطالعة نور…

Continue Reading...