ما به بدنامی تلاش نیکنامی میکنیم
ما به بدنامی تلاش نیکنامی میکنیم پختگیها در نظر داریم و خامی میکنیم دوستان ما را به کام دشمنان میخواستند ما ز دشمنکامی خود دوستکامی…
ما به زیر آسمان مشتی فروزان گوهریم
ما به زیر آسمان مشتی فروزان گوهریم آتشیم آتش، ولیکن در ته خاکستریم دتر مزاج لاله و در طبع گل آبیم آب لیک بر خار…
ما رام خویش بهر تو دلدار گشتهایم
ما رام خویش بهر تو دلدار گشتهایم خود را به خاطر تو خریدار گشتهایم یک کس خبر ز ذوق تماشای او نیافت جز ما که…
ما فیض کعبه از در میخانه بردهایم
ما فیض کعبه از در میخانه بردهایم سر خطّ مشرب از خط پیمانه بردهایم تا یک بکام سوختنی شد نصیب ما بس شمعها به تربت…
محرم دل سینة بیکینة خود کردهام
محرم دل سینة بیکینة خود کردهام کس چه داند آنچه من با سینة خود کردهام گوهری نایابتر از وصل در پیش منست من که سیلاب…
مرا پای طلب از رهگذاری خارها دارد
مرا پای طلب از رهگذاری خارها دارد که از هر خار او دل در نظر گلزارها دارد همای بینیازی سایه بر هر سر نیندازد گل…
مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیدهام
مرد عشقم گرچه خود را در هوس پیچیدهام شعلة سوزندهام در خار و خس پیچیدهام من نسیمم، بوی گل حسرتکش آغوش من گردباد آسا چرا…
مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم
مژه چو در نمِ اشک جگر فشار کشم به جلوهگاه خزان طرح صد بهار کشم به چهره برگ خزانم ولی به دولت عشق نهشت گریه…
مستی ز گرد تفرقه پاکم نمیکند
مستی ز گرد تفرقه پاکم نمیکند تا غنچه خُسبِ سایة تاکم نمیکند از نالة گداخته سر تا به پا پرم مرهم علاج سینة چاکم نمیکند…
مستی مدام جام هوس میدهد مرا
مستی مدام جام هوس میدهد مرا گر دم زنم به دست عسس میدهد مرا صیّاد را چو نالة زارم اثر کند از قید دام سر…





