گفته‌ای بیدار باید عاشق دیدار ما

گفته‌ای بیدار باید عاشق دیدار ما پاس این حرف تو دارد دیدة بیدار ما

Continue Reading...

گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت

گلستان از خنده‌اش طرح گل خندان گرفت نوبهار از جلوه‌اش سامان صد بستان گرفت شعله‌ای هر جا که در بزم محبَّت شد بلند سوخت ما…

Continue Reading...

گلِ بی‌رنگِ عشق چیدة ماست

گلِ بی‌رنگِ عشق چیدة ماست ساغر زهر غم کشیدة ماست رخش امّید تا به کی تازیم وحشی مدّعا رمیدة ماست خاطرش از طرب مرنجانید ای…

Continue Reading...

گم شدم از عالم امّا گم نشد نامم هنوز

گم شدم از عالم امّا گم نشد نامم هنوز گشت معلومم که با این پختگی خامم هنوز توبه از میخوارگی کردم ولی از یاد می…

Continue Reading...

گهی کلاه نهی بر سر و گه افسر کج

گهی کلاه نهی بر سر و گه افسر کج تمام کار تو چون فطرت تو کج در کج به عقل خویش مکن اعتماد در ره…

Continue Reading...

گمنام گرد و باش فراموش عالمی

گمنام گرد و باش فراموش عالمی بردار بارِ صیت خود از دوش عالمی عشق تو نیک و بد همه در دام خود کشید خوش حلقه…

Continue Reading...

گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست

گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازست به چشم من همه اوضاع دهر ناسازست به بزم دوست مرا ناله شادیانة اوست بلی فغان…

Continue Reading...

گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث

گهی ملال مّورث گهی غم ورّاث قیاس کن که ازین‌ها چه می‌بری میراث همیشه صرف کنی عمر در اثاث‌البیت چرا به خانة دین تو نیست…

Continue Reading...

گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم

گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم شکایتی به لب آرم ولی دعا بنویسم شکایتی به دلم در تموّج آمده هیهات دگر چها به…

Continue Reading...

لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد

لب شیرین تبسّم خندة سحرآفرین دارد ز خوبی هر چه دارد نازنینم نازنین دارد در آزار دل من ضبط خود کی می‌تواند کرد! که از…

Continue Reading...