گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک
گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک زشت رو گر روی در آیینه بنماید چه باک عشق ما گر طالب حسن تو باشد دور…
گرت هواست به هر نیک و بد به سر بردن
گرت هواست به هر نیک و بد به سر بردن دلی چو آینه باید به دست آوردن به هرزه جان چه کَند کوهکن نمیداند که…
گرچه پیرم هست در دل ذوق تأثیرم هنوز
گرچه پیرم هست در دل ذوق تأثیرم هنوز چون کمانم پشت و، من با شوخی تیرم هنوز با وجود آنکه چندین چشمه خونم در گلوست…
گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند
گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمند بایدت خون خورد تا اشک تو رنگی بر کند کی نهد لب بر لب ما از غرور…
گریه از بیم تو شد در دل بیتاب گره
گریه از بیم تو شد در دل بیتاب گره بر سر هر مژهام قطرة سیماب گره احتیاط سر زلف تو بنازم که زَدَست دل بیتاب…
گریه بیخون دلم رنگی ندارد در بساط
گریه بیخون دلم رنگی ندارد در بساط بی من آه و ناله با هم کی نمایند اختلاط آن سبکروح غم عشقم که دایم میکند گریه…
گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم
گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم داغ دلچسب است ز آنش محرم غم ساختم پنبه بر داغ دلم گردد نمک از بخت شور…
گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد
گفتگوی چشم جادویی مرا دیوانه کرد همزبانیهای ابرویی مرا دیوانه کرد گیسوی زنجیر، عاقل میکند دیوانه را حلقة زنجیر گیسویی مرا دیوانه کرد رام با…
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد
گفت و گو یک حرف را تفسیر نتوانست کرد خامشی هم نکتهای تقریر نتوانست کرد من که بر بال ملک دام نظر میافکنم همّت من…
گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد طفل بازیگوش من گوشی گوشی به حرف من نکرد ذوق پیراهن دریدن را به کام دل ندید…





