گر تو پنداری بتان را بیوفایی نیست هست
گر تو پنداری بتان را بیوفایی نیست هست وربگویی در میان رسم جدایی نیست هست گر گمان داری که خوبان را غم دل نیست هست…
گر جام میی داری عزم لبِجویی کن
گر جام میی داری عزم لبِجویی کن ور مهر بتی داری فکر سر کویی کن ای غنچه سری داری در راه بتی در باز وی…
گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد
گر خود ز لطف گامی در راه ما گذارد ما دیده فرش سازیم تا یار پا گذارد امشب که شمع مجلس با آن پری سپردست…
گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی
گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی هر کجا که بنشینی در کنار ما باشی رنگ ناپذیرستی به که در تماشایت ما ز…
گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را غوطهها در عرق شرم دهم جیحون را عجب از جاذبة عشق که از یکرنگی طوق لیلی نکند…
گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است
گر ز زلف آزاد گشتم دام کاکل در پی است گر نگه رد شد ز من تیر تغافل در پی است بهرهای گلچین ازین گلها…
گر نسیم صبحگاهی گلستان میپرورد
گر نسیم صبحگاهی گلستان میپرورد بوی زلف یار را نازم که جان میپرورد خوبی آن گل خدادادست نه کار بهار این چمن را آبِ دست…
گر مستییی ز لعل بتان میکنیم ما
گر مستییی ز لعل بتان میکنیم ما در مستی شراب نهان میکنیم ما رسواترست نالة لب بستگانِ بیم ما را خمش مکن که فغان میکنیم…
گر نه ابراهیم عهد خود بود جانان من
گر نه ابراهیم عهد خود بود جانان من چون کند جا در دل چون آتش سوزان من! از ازل کردند در خونریزی من اتّفاق خنجرش…
گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را
گر نهان سازم غم عشقت چه سازم ناله را تب اگر پوشیده ماند چون کنم تب خاله را دست افشاندی ز گلشن ریختی اوراق گل…





