کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
کو غم که ناله را به اثر آشنا کند الماس را به داغ جگر آشنا کند ما و فریب گوشة چشمی که از فسون بیگانه…
کوی عشق است درین بیشه بداندیشه مباش
کوی عشق است درین بیشه بداندیشه مباش خواهی از سر بگذر ورنه درین بیشه مباش راز عشقست به هر جام نریزی این می اندرین بزم…
کی میدهم به جنس دوا نقد درد را!
کی میدهم به جنس دوا نقد درد را! سودا به خونِ می نکنم رنگ زرد را از هر چه بود چشم به زلف تو دوختم…
کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم غصه را خون کنم و در دل اغیار کنم طفل مکتب شوم و پیش ادیب نگهت…
کی به فریب سبزه دل مایلِ کشت میکنم
کی به فریب سبزه دل مایلِ کشت میکنم در چمن خط تو من سیر بهشت میکنم با سر کویت ار کنم یاد بهشت جاودان بر…
گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کردهایم
گاه خود خوردیم و گاهی صرف مردم کردهایم مدّتی از پهلوی دل ما تنعّم کردهایم ناله گر در دل شکستیم از شکیبایی نبود آتشین بود…
گاهی کمان ناله به خمیازه زه کنم
گاهی کمان ناله به خمیازه زه کنم گاهی کمند آه گره بر گره کنم سیرت ندیده، بخت مرا از تو دور کرد این داغ را…
گذشت موسم گل لیک یار جلوهگرست
گذشت موسم گل لیک یار جلوهگرست چمن خزان شد و ما را بهار در نظرست به دل هوای سفر دارم و ندارم پای بس است،…
گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند
گر آتش تو چو شمع استخوانم آب کند عجب که رشتة عمر مرا به تاب کند همیشه جوهر تیغ تو همچو مرغابی برای صید دلم…
گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب
گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب بر سر بازار محشر وعدة ما و شکیب من کیم مرغی که بهر نغمه در بندش کنند از…





