کسی که صبر به جنگ عتاب می‌آرد

کسی که صبر به جنگ عتاب می‌آرد کتان به عربدة ماهتاب می‌آرد اگر دلی چو خمت نیست سر به خشت مزن فراخ حوصله تاب شراب…

Continue Reading...

کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود

کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود پر نگریم خون دل ترسم که دردی کم شود سال‌ها در چشم ما جا داشتی سودی نداشت…

Continue Reading...

کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را

کم گیر بهر حادثه عقل کفیل را بستن به مشت خس نتوان رود نیل را چشم امید داشتن از اهل روزگار باشد طبیب درد نمودن…

Continue Reading...

کمان آهِ که یارب کشیده تا گوش است؟

کمان آهِ که یارب کشیده تا گوش است؟ که طرّة تو به آن پردلی زره‌پوش است بیا که بر تن عشّاق پیرهن نگذاشت قبای ناز…

Continue Reading...

کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم

کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم بگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم زبان بسته تا تقریر…

Continue Reading...

کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود

کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود تا دل خالی دگر از مشکل او پر شود وه که بر دامان او آلودگی را رنگ…

Continue Reading...

کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش

کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش که باد خون اسیران حلال گوشة چشمش گذشت آنکه دگر وصل او به خواب بینم که برده…

Continue Reading...

که می‌تواند از پیش یار برخیزد؟

که می‌تواند از پیش یار برخیزد؟ نشسته‌ایم که از ما غبار برخیزد به اضطرار سپردیم خویش را در عشق بگو ز مجلس ما اختیار برخیزد…

Continue Reading...

کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود

کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود این ارغنون به نغمة تر آشنا شود! بگذار بی‌نصیب بمانم روا مدار بوی تو با نسیم سحر آشنا…

Continue Reading...

که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!

که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند! چه تهمت است که گویند این به آن ماند! دل مرا همه در چین زلف او دیدن…

Continue Reading...