کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد
کارم از گفتن لطفت به غرامت افتاد صوفی از قرب به اظهار کرامت افتاد گشت معلوم که با من چه قیامت کردست هر که را…
کاش چون پروانه من هم بال و پر میداشتم
کاش چون پروانه من هم بال و پر میداشتم جرأت گردیدنی بر گرد سر میداشتم میتوانستم گرفتن گاهی از خود هم خبر گر درین مستی…
کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
کتابت کی تواند داد داد بیقراران را سحاب خشک حسرت میدهد مشتاق باران را چه شد دیریست کز زلف بتان بویی نمیاری به امیدی نشاندی…
کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد
کثرت غم در دلم بر یاد او جا تنگ کرد کار بر خود تنگ کرد آن کو دل ما تنگ کرد هم زما فرهاد درر…
کج ابروان که چهره به می تاب دادهاند
کج ابروان که چهره به می تاب دادهاند از رشک، خم به قامت محراب دادهاند کس جان ز زخم خنجر مژگان نمیبرد این تیغ را…
کجا چو تیغکشی در میان سپر گنجد!
کجا چو تیغکشی در میان سپر گنجد! ترا به کشتن عشّاق کاش سر گنجد چه غم ز تنگدلیهای من محبَّت را به ظرف تنگتر این…
کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ نعوذ بالله اگر جز در تو هست معاذ زمانه را نبود جز به سایة تو پناه…
کجا شد آن نمکپاشی به زخم از همزبانیها
کجا شد آن نمکپاشی به زخم از همزبانیها نهان در هر نگه صد لطف و ظاهر سرگرانیها کنون گر صد ادا از غیر میبینی نمیفهمی…
کجا شد گریهٔ مستانهٔ من در سر کویی
کجا شد گریهٔ مستانهٔ من در سر کویی به یاد هایهایی اوفتادم، دوستان هویی به بیپروابُت دیر آشنای من که خواهد گفت که دشمنامی از…
کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما
کرد جا داغ جنون باز ز نو بر سر ما سایه افکند دگر بر سر ما اختر ما ما فلک سوختگان عیش و طرب نشناسیم…





