اين شما هستيد كه سرپرستي
اين شما هستيد كه سرپرستي گزينش و مديريت انديشه هاي خود را بر عهده داريد، تا آنها بتوانند جلوه هاي برآمده از آرزوهاي زندگي تان…
اين شما هستيد كه كيفيت
اين شما هستيد كه كيفيت زندگي خودتان و نتايج دلخواه خود را پديد ميآوريد؛ شما، نه هيچكس ديگر. (جك كانفيلد)
اين شماييد كه به مردم مي
اين شماييد كه به مردم مي آموزيد كه چگونه با شما رفتار كنند. (وين داير)
اين طبيعت كِي به نقش
اين طبيعت كِي به نقش درمي آيد؟ بي كرانه است، خردترين جزء آن! و سرانجام، نگارگر آن را مي كِشد كه مي پسندد! چه را…
اين طبيعي است كه از
اين طبيعي است كه از مبادله ي همه ي آنچه كه توانسته ايم به دست آوريم، با يك رويا بترسيم. (پائولو كوئيلو)
اين عشق است كه حيات عاشق
اين عشق است كه حيات عاشق را تشكيل مي دهد، و گرنه معشوق بهانه است. (آلفونس كار)
اين عادت ما انسانها شده
اين عادت ما انسانها شده، كه هرگاه گم شديم، تندتر بدويم. (نامشخص)
اين عشق نيست كه دنيا را
اين عشق نيست كه دنيا را مي چرخاند؛ عشق چيزي است كه چرخش آن را ارزشمند مي كند. (نامشخص)
اين فاصله نيست كه
اين فاصله نيست كه اندازهي دوري را تعيين ميكند؛ ديوار باغ خانهي ما ميتواند اسرار بيشتري را نسبت به ديوار چين در خود نگه دارد….
اين عمر به يك چشم بر
اين عمر به يك چشم [ بر هم ] زدن نقش بر آب است. (مثل)





