اي كاش آهوان ميتوانستند
اي كاش آهوان ميتوانستند شتاب و چابكي را به لاكپشتهاي كُندرو بياموزند! (جبران خليل جبران)
اي كاش دوستان ما مانند
اي كاش دوستان ما مانند دشمنان يكرنگ و ثابت قدم بودند. (نامشخص)
اي كاش كسي مي آمد و
اي كاش كسي مي آمد و تاريخ تراژيك ادبيات را تهيه مي كرد تا نشان دهد ملتهايي كه بزرگترين نويسندگان و هنرمندان از آنها برخاسته…
اي كاش مي توانستيم خود
اي كاش مي توانستيم خود را از دريچه ي چشم ديگران ببينيم. (نامشخص)
اي كه در رنج و عذابي! تو
اي كه در رنج و عذابي! تو آنگاه رستگار مي شوي كه با ذات و هويت خويش يكي گردي. (جبران خليل جبران)
اي گرامي ترينِ گراميان و
اي گرامي ترينِ گراميان و نهايتِ آرزوي خواستاران ! تو سرور مني كه درِ دعا و توبه را براي من گشودي. پس درِ قبول و…
اي مردم آتن چه مرا بي
اي مردم آتن، چه مرا بي گناه شماريد و آزاد كنيد و چه نكنيد، من هرگز از راه خويش باز نمي گردم حتي اگر صدبار…
اي مرگ از تو به سبب نوري
اي مرگ از تو به سبب نوري كه بر ناداني ما ميافكني، سپاسگزاريم. (نامشخص)
اي مزدا! تو را توانا و
اي مزدا! تو را توانا و پاك شناختم؛ آنگاه كه [دانستم] در پرتو تواناييات، آرزوهاي ما برآورده خواهد شد. (گاهان)
اي مزدا اهوره! ما را
اي مزدا اهوره! ما را نيرو [يِ مينُوي] و شادماني بخش تا بر ستيزه و آزار دشمنان چيره شويم. (گاهان)





