اي جويندگان دانش اي
اي جويندگان دانش، اي عارفان، تا زماني كه نمي توانيد بر خود مسلط شويد و مالك خويش باشيد، بايد به غارت و فتح بپردازيد. (نيچه)
اي دلبر من غزلهايي را
اي دلبر من، غزلهايي را كه روزگاري در دشت و دمن برايت مي سرودم، اكنون در ديواني فشرده و زنداني كرده ام، زيرا زمانه ناسازگار…
اي دلهاي كوچك كه سخت تب
اي دلهاي كوچك كه سخت تب آلود و ناشكيبا مي تپيد و مي زنيد، با آرزوهايي سخت نيرومند و بي انتها؛ قلب من كه زماني…
اي زرتشت! تو همواره دوست
اي زرتشت! تو همواره دوست را از دشمن بدخواه، نگاهدار باش! روا مدار كه دوست دچار گزند شود! مگذار كه دوست، از آسيب به رنج…
اي شكست من جسارت
اي شكست من، جسارت جاويدان من! من و تو به طوفان مي خنديم. (جبران خليل جبران)
اي ستاره ي نيرو تو را
اي ستاره ي نيرو، تو را مي بينم كه ايستاده اي و بر درد من لبخند مي زني؛ تو با دست فولادين خود اشاره مي…
اي سالك يكي يكي قدم به
اي سالك، يكي يكي، قدم به قدم؛ راهي نيست، راه با پيمودن پديد مي آيد، با پيمودن است كه راه را مي سازي و اگر…
اي عشق! تو افسر زندگي و
اي عشق! تو افسر زندگي و بختِ بيداري. (گوته)
اي فايده باوران حتي شما
اي فايده باوران، حتي شما نيز هر فايده اي را به مثابه ارابه خواست خويش دوست مي داريد. آيا شما نيز از سر و صداي…
اي فتنه و فساد تو چه
اي فتنه و فساد، تو چه زود در انديشه مردان نااميد رخنه مي كني. (ويليام شكسپير)





