ديگر نخوانيد كتابي را كه

ديگر نخوانيد كتابي را كه در يك زمان زاده و (با مركب) تعميد داده شد. (نيچه)

ديگران با ما همان رفتاري

ديگران با ما همان رفتاري را دارند كه ما با خويشتن داريم. (نامشخص)

ديگران ديده اند چيست و

ديگران ديده اند: چيست و پرسيده اند چرا؟، من ديده ام چه مي توانست باشد و پرسيده ام چرا نمي توانست. (نامشخص)

ديگران را ببخش نه به

ديگران را ببخش، نه به اين دليل كه آنها لياقت بخشش تو را دارند، بلكه به اين دليل كه تو سزاوار آرامش هستي. (نامشخص)

ديگران را همانگونه كه

ديگران را همانگونه كه هستند، بپذيريد. (ديل كارنگي)

ديگران ما را آنگونه مي

ديگران ما را آنگونه مي بينند كه ما خودمان را مي بينيم. (جان ماكسول)

ديگران عشقي را كه به خود

ديگران عشقي را كه به خود دارم به من باز مي گردانند. (نامشخص)

ديگري را نخواهيد شناخت

ديگري را نخواهيد شناخت، مگر اينكه مدت‌ها در چادرش بمانيد. (نامشخص)

دين تحقق پندار است و

دين تحقق پندار است و پهنه پندار. (جبران خليل جبران)

ديوِ كين و ديوِ سخن چيني

ديوِ كين و ديوِ سخن چيني گزنده است. سخن چين هرگز جز به دروغ لب نمي گشايد. گفتارش هميشه بي فروغ است. [ افراد ]…