دوستي يعني فراموش كردن
دوستي يعني فراموش كردن آنچه ميبخشيد و به ياد سپردن آنچه دريافت ميكنيد. (الكساندر دوما)
دوستيها شكنندهاند و در
دوستيها شكنندهاند و در هنگام بردن و كشيدن، به اندازهي هر جسم شكننده و ارزشمند ديگري؛ نياز به توجه دارند. (نامشخص)
دوصد گفته چون نيم كردار
دوصد گفته چون نيم كردار نيست. (مثل فارسي)
دولتي كه آنقدر بزرگ است
دولتي كه آنقدر بزرگ است كه همه ي چيزهايي را كه مي خواهي به تو مي دهد، آنقدر بزرگ هست كه همه ي آن چيزها…
دوستيها موجبات شادي و
دوستيها موجبات شادي و سرور را فراهم ميكند و از غم و اندوه ميكاهد؛ لذت را دو برابر و اندوه را به نيم ميرساند. (پرمودا…
دونده اي كه زمين مي
دونده اي كه زمين مي خورد، اما زود بلند مي شود و به دويدنش ادامه مي دهد، مثل كسي است كه هيچ گاه زمين نخورده…
دي رفت و باز نيامد فردا
دي رفت و باز نيامد، فردا را اعتماد نشايد، حال را غنيمت دان كه دير نپايد. (نامشخص)
ديپلماسي يعني اينكه در
ديپلماسي يعني اينكه در را ببندند و از پنجره رفت و آمد كنند. (نامشخص)
ديدار آغاز جدايي است
ديدار، آغاز جدايي است. (مثل ژاپني)
ديدار گزيدگان نيك است و
ديدار گزيدگان، نيك است و با آنها بهسر بردن، همواره شادي بخش است. اگر كس نادانان را نبيند، راستي شادمان است. (بودا)





