داناي روشندل كسي است كه
داناي روشندل كسي است كه به فرمان ديو از راه يزدان پاك جهان آفرين برنگردد. (بزرگمهر)
داناي فرزانه بي آنكه گام
داناي فرزانه بي آنكه گام بردارد، مي داند؛ بي آنكه بنگرد، مي بيند و بي عمل، سامان مي دهد. (لائوتسه)
دانايان با عمل زندگي مي
دانايان با عمل زندگي مي كنند نه با انديشه عمل. (نامشخص)
دانايان روشندل مي دانند
دانايان روشندل مي دانند كه دوران زندگي دراز نيست؛ تن آدمي از اين جهان است و روان از سراي ديگر. (بزرگمهر)
دانايان حرف مي زنند چون
دانايان حرف مي زنند چون چيزي براي گفتن دارند، احمق ها حرف مي زنند چون بايد چيزي بگويند. (افلاطون)
دانايي بسيار داشتن ما را
دانايي بسيار داشتن ما را جوان نگه مي دارد، اما بايستي اين را نيز برتابيم كه از اين بابت ما را پيرتر از آنچه هستيم…
دانايان هماره آماج تير
دانايان، هماره آماج تير خشم و كين جاهلانند، اما همين كه يكي از آنان بميرد، مردمان به آه و ناله پردازند و به نامش پول…
دانستن واژهي درستي
“دانستن”، واژهي درستي نيست. ميتوان گفت كه ما گمان ميكنيم؛ همه چيز را در گمان ميآوريم، بيچون و چرا همه چيز را. (كريستين بوبن)
دانايي يك چيز است
دانايي يك چيز است، دانستن آنچه بر همه فرمانرواست. (هراكليت)
دانستن اينكه چگونه
دانستن اينكه چگونه ميتوان آبديده شد، كليد بنيادين خردمندي و يكي از دشوارترين بخشهاي هنر درست زيستن است. (نامشخص)





