خشم بيزاري بدخواهي
خشم، بيزاري، بدخواهي، حسد [ =چشم تنگي ] و كين خواهي، شادماني انسان را مي ربايد و بيماري و شكست و فقر مي آورد. (فلورانس…
خشم با ديوانگي آغاز مي
خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني پايان مي پذيرد. (فيثاغورث)
خشم زن مانند الماس است
خشم زن مانند الماس است؛ مي درخشد، اما نمي سوزاند. (تاگور)
خشم را با مهرباني بدي
خشم را با مهرباني، بدي را با خوبي، آزار را با بخشش و دروغ را با راستي فرو بنشانيم. (نامشخص)
خشم غضب و گرايش به
خشم، غضب و گرايش به تسويه [ =درست كردگي ] حساب و گذاشتن حق ديگري كف دستش، همهي اينها روح خودتان را ميفرسايد. (كاترين پاندر)
خشم شما را خوار ميكند
خشم، شما را خوار ميكند، در حالي كه بخشايش، شما را وادار ميكند تا فراتر از آنچه هستيد، رشد كنيد. (شري كارتر اسكات)
خشم قدرت تشخيص
خشم، قدرت تشخيص [=بازشناختن] تو را در پس حجاب مينشاند و توان تجربهآموزي از كارهاي نادرست را از تو ميستاند؛ و چون توان تميز از…
خشم گرفتن انتقام اشتباه
خشم، گرفتن انتقام اشتباه ديگران از خودمان است. (الكساندر پوپ)
خشم گرفتن و مجازات كردن
خشم گرفتن و مجازات كردن از انگاره ي حيواني مان بر جاي مانده است. آدمي تازه زماني سخنگو مي شود كه اين هديه ي سنگين…
خشم نابيناترين
خشم، نابيناترين، شديدترين و زشت ترين اندرزگويان است. (نامشخص)





