خردمند بودن به معناي

خردمند بودن به معناي [ =چَم ] گناه نكردن نيست، بلكه به چم يادگيري رهايي از چنگال پيامدهاي آن با پاس داشتن شرافت و تندرستي…

خردمند بودن در نظر

خردمند بودن در نظر ديگران، آسان‌تر از خردمند بودن در نظر خودمان است. (لاروشفوكولد)

خردمند در آنچه نزديك

خردمند، در آنچه نزديك است، دورترين‌ها را درك مي‌كند. (نامشخص)

خردمند شدن را به فردا

خردمند شدن را به فردا موكول نكنيد؛ شايد خورشيد فردا هرگز برنيايد. (نامشخص)

خردمند كسي است كه بتواند

خردمند كسي است كه بتواند در برابر هر مسأله‌اي، چاره‌هاي گوناگوني بينديشد. (لئوبوسكاليا)

خردمند كيست؟ كسي كه از

خردمند كيست؟ كسي كه از همه مي‌آموزد. (بنجامين فرانكلين)

خردمند وظيفه را وسيله

خردمند وظيفه را وسيله امرار معاش قرار نمي دهد، بلكه براي او وظيفه، هدف زندگي است. (كنفوسيوس)

خردمندان گشاده‌رويند

خردمندان گشاده‌رويند. انگار آرامش آنان ريشه در گشاده‌رويي‌شان دارد يا گشاده‌رويي‌شان برآمده از آرامش است. آنان مي‌توانند ديگران را كه دچار پريشاني و نگراني هستند،…

خردمندان مي‌آموزند كه

خردمندان مي‌آموزند كه ترسي به دل راه ندهند، بلكه به دشواري‌ها خوشامد بگويند، چون در فرايند كامل رويارويي با دشواري‌ها و از بين بردن آنهاست…

خردمندان از افراد نادان

خردمندان از افراد نادان بيشتر مي‌آموزند تا افراد نادان از خردمندان. (نامشخص)