چوب و سنگ مي تواند
چوب و سنگ مي تواند استخوانهايم را بشكند، اما كلمات و جملات هرگز موجبات ناراحتي ام را فراهم نمي كند. (نامشخص)
چون اگر بخشنده اي
چون [ =اگر ] بخشنده اي به فرد نيازمند بخشش و كرم كرد، در دل احساس شادي و سرور كند و ببالد. اما نيكي كردن…
چون به كسي اجازه دادي كه
چون به كسي اجازه دادي كه در حضور تو سخن بگويد، بر او درشتي و تندي مكن و بمان تا سخنش را به پايان برد….
چون بميرم بگوييد غريبي
چون بميرم بگوييد، غريبي مشتاق به سوي وطن خويش هجرت كرد؛ در دنيا اسير مراد خود بود و اكنون در آسمانها رهاست. (جبران خليل جبران)
چون بيد خم شو چون بلوط
چون بيد خم شو، چون بلوط مقاوم باش. (نامشخص)
چون بيشتر نوابغ و
چون بيشتر نوابغ و ديوانگان رفتار مشابه دارند، نبوغ و جنون در يك رديف قرار مي گيرند. (گوته)
چون تحولي روي داد و بينش
چون تحولي روي داد و بينش هنرمند بر اثر ظهور واسطه اي نوخاسته تغيير ماهيت داد، ديگر “هر” واسطه ي هنري براي بيان آن بينش…
چون چيزي از هم نمي
چون چيزي از هم نمي دانيم، يكديگر را درك مي كنيم. (فرناندو پسوا)
چون دانستي كه خدا از
چون دانستي كه خدا از خاكت آفريده، گردنكشي و خودرايي مكن. (بزرگمهر)
چون خوشي رسد بسيار
چون خوشي رسد بسيار خشنود و غره مشو و چون سختي رسد غمگين و افسرده مباش زيرا هر خوشي يک ناخوشي و هر نيکي يک…





