چرا از فرزنداني كه خود
چرا از فرزنداني كه خود آنها را قدر ناشناس پرورش داده و تربيت كرده ايم، گله منديم؟ (ديل كارنگي)
چرا از دشمنان شِكوه مي
چرا از دشمنان شِكوه مي كني؟ مگر توقع داري كه ايشان تو را كه وجودت خود مايه ي آزار دل پر حسدشان است عزيز شمارند؟…
چرا بايد احساس شخصي من
چرا بايد احساس شخصي من، بر پايهي انديشههاي ديگران ساخته شود؟ (رالف والدو امرسون)
چرا بايد به اميد بهشت
چرا بايد به اميد بهشت موعود احتمالي باشيم؟ ما خود قادريم يك بهشت حقيقي در عرصه زمين به وجود آوريم. (نامشخص)
چرا بايد نفرين كرد جايي
چرا بايد نفرين كرد جايي را كه دوست نمي داريم؟ اين به گمانِ من بي ذوقي است. (نيچه)
چرا بايد از شادماني كه
چرا بايد از شادماني كه زمان حال به ما ميدهد، به اين دليل دوري كنيم كه شايد در آينده از ما گرفته شود؟ (نامشخص)
چرا خودمان را به سر شاخه
چرا خودمان را به سر شاخه نرسانيم؟ مگر آنجا محل رويش ميوه نيست؟ (نامشخص)
چرا دشوارترين كار در
چرا دشوارترين كار در جهان اين است كه به پرنده اي اين باور را بدهي كه آزاد است؟ (ريچارد باخ)
چرا كسي از كاري پشيمان
چرا كسي از كاري پشيمان گردد كه يكبار ديگر هم از آن پشيمان شده است؟ (نامشخص)
چرخ هاي جهان را دو چيز
چرخ هاي جهان را دو چيز مي چرخانند: گرسنگي و عشق. (فريدريش شيلر)





