كسي كه از احمق تعريف
كسي كه از احمق تعريف كند، احمق تر از اوست. (مثل فرانسوي)
كسي كه از آنچه دارد راضي
كسي كه از آنچه دارد راضي نيست، اگر صاحب تمام دنيا هم بشود، باز ناراضي و بينواست. (سنكا)
كسي كه از چيزهاي كوچك
كسي كه از چيزهاي كوچك خشنود نيست، از هيچ چيز خشنود نخواهد شد. (نامشخص)
كسي كه از تمام كمك هاي
كسي كه از تمام كمك هاي خارجي چشم بپوشد و آن را دور اندازد و شخصأ وارد ميدان شود و به نيروي خود برپا ايستد،…
كسي كه از بازگرداندن
كسي كه از بازگرداندن سپردهاي به دارندهاش، خودداري كند، كردارش بدان ماند كه آن سپرده را از دارندهاش دزديده باشد. تا هنگامي كه آن سپرده…
كسي كه از تلاش براي بهتر
كسي كه از تلاش براي بهتر شدن، دست ميكشد، حتي خوب بودنش را هم از دست ميدهد. (نامشخص)
كسي كه از خردمندي خود
كسي كه از خردمندي خود بسيار آسوده دل باشد، خردمند نيست. بايد به ياد داشت كه شايد نيرومندترين افراد، ناتوان شوند و خردمندترين افراد كار…
كسي كه از راه فالگيري
كسي كه از راه فالگيري، جوياي آينده ميشود، نادانسته، آگاهي قلبي خود از رويدادهاي آينده را كه هزار بار درستتر از پيشگويي هر فالگيري است،…
كسي كه از شكست خوردن مي
كسي كه از شكست خوردن مي هراسد، به شكست خود باور دارد. (ناپلئون بناپارت)
كسي كه از سرنوشت خود
كسي كه از سرنوشت خود شكايت كند، از حماقت و ناچيزي روح خويش شكايت كرده است. (موريس مترلينگ)





