مرا از بخت اگر کاری برآید

مرا از بخت اگر کاری برآید به وصل روی دلداری برآید ولیکن دور گردون خود نخواهد که کام یاری از یاری برآید اگر خوبان گیتی…

Continue Reading...

مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی

مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی که چون زنار دربستی ز دستم نوش کن جامی دلت چون بت‌پرست آمد به شهر ما گذر، کان جا…

Continue Reading...

مرا سر بلندی ز سودای اوست

مرا سر بلندی ز سودای اوست سری دوست دارم که در پای اوست مزاج دلم گرم از آن می‌شود که بر مهر روی دلارای اوست…

Continue Reading...

مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟

مرا کجا سر زلفت به زیر چنگ آید؟ که خاک پای ترا از سپهر ننگ آید بکن ز جور و جفا هر چه ممکنست امروز…

Continue Reading...

مرا گر ز وصل تو رنگی برآید

مرا گر ز وصل تو رنگی برآید رها کن، که نامم به ننگی برآید عجب دان که از کارگاه ملاحت جهان را بینگ توینگی برآید…

Continue Reading...

مرا مپرس که چون شرمسارم از یاران؟

مرا مپرس که چون شرمسارم از یاران؟ ز دست این دم چون برف و اشک چون باران به خاک پای تو محتاجم و ندارم راه…

Continue Reading...

مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما

مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما به فال نیک ندارم جدا شدن ز شما مگر اجل برهاند مرا ز عشق، ارنه به زندگی…

Continue Reading...

مرا مجال نباشد که یار او باشم

مرا مجال نباشد که یار او باشم مگر همین که به دل دوستار او باشم اگر بهر دو جهانش بها کنم یک موی هنوز در…

Continue Reading...

مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی

مرحبا، ای گل نورسته، که چون سرو روانی چشم بد دور ز رویت، که شگرفی و جوانی فکر کردم که بگویم بچه مانی تو؟ ولیکن…

Continue Reading...

مرد این ره آن باشد کو به فرق سر خیزد

مرد این ره آن باشد کو به فرق سر خیزد با غمش چو بنشیند از دو کون برخیزد من غلام رندی، کو، چون به باده…

Continue Reading...