دشمنان گویی دگر در کار ما کوشیده‌اند

دشمنان گویی دگر در کار ما کوشیده‌اند کان پری رخ را چنین از چشم ما پوشیده‌اند زاهدان از چشم تو ما را ملامت می‌کنند جرعه‌ای…

Continue Reading...

دشمن دون گر نگفتی حال من

دشمن دون گر نگفتی حال من خود به گفتی چشم مالامال من هر شبی از چرخ نیلی بگذرد نالهای این تن چون نال من حال…

Continue Reading...

دگر رخت ازین خانه بر در نهادم

دگر رخت ازین خانه بر در نهادم دگر خاک آن کوچه بر سر نهادم دگر پای صبر از زمین برگرفتم دگر دست غارت به دل…

Continue Reading...

دل اسیر حلقهٔ آن زلف چون زنحیر شد

دل اسیر حلقهٔ آن زلف چون زنحیر شد تن ز استیلای هجر آن پریرخ پیر شد چون کمان بشکست پشت عالیم را در فراق نوک…

Continue Reading...

دل از فراق شما دردمند خواهد بود

دل از فراق شما دردمند خواهد بود زمان هجر ندانم که چند خواهد بود؟ دریغم آید از آن، گوهر پسندیده که در تصرف هر ناپسند…

Continue Reading...

دل باز در سودای او افتاد و باری می‌برد

دل باز در سودای او افتاد و باری می‌برد جوری که آن بت می‌کند بی‌اختیاری میبرد چندیست تا بر روی او آشفته گشته این چنین…

Continue Reading...

دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد

دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد دگری روی ز تیر تو اگر می‌پیچید…

Continue Reading...

دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست

دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست بر بوی دانها که بدیدم ز خال دوست دل را چه قدر و قیمت و…

Continue Reading...

دل به تو دادیم و شکستی، برو

دل به تو دادیم و شکستی، برو سینهٔ ما را چو بخستی ، برو داد دل از پیش تو می‌خواستم چون بت بیداد پرستی، برو…

Continue Reading...

دل به صحرا می‌رود، در خانه نتوانم نشست

دل به صحرا می‌رود، در خانه نتوانم نشست بوی گل برخاست، در کاشانه نتوانم نشست گر کنم رندی، سزد، کندر جوانی وقت گل محتسب داند…

Continue Reading...