جماعتی که مرا توبه کار میخوانند
جماعتی که مرا توبه کار میخوانند ز عشق توبه بکردم، بگوی تا دانند به بند عشق چو شد پای تا سرم بسته به پند عقلم…
جهد بکن تا که به جایی رسی
جهد بکن تا که به جایی رسی درد بکش، تا به دوایی رسی بر سر آن کوچه بسی برگهاست خیز و برو، تا به نوایی…
جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست
جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست کندر پس این پرده پر از عربده ماهیست بر صورت این پرده بزرگان شده حیران وین خرده ندانسته که…
جهان از باد نوروزی جوان شد
جهان از باد نوروزی جوان شد زمین در سایهٔ سنبل نهان شد قیامت میکند بلبل سحرگاه مگر گل فتنهٔ آخر زمان شد؟ ز رنگ سبزه…
جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من،
جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من، عاشقم، وز من بپوشانید رخ چندان که من، در غمش دیوانه گشتم، بی رخش مجنون شدم…
چاره سگالیدنم فایدهای چون نکرد
چاره سگالیدنم فایدهای چون نکرد آتش هجران تو جز جگرم خون نکرد نیست کسی در جهان کش چو من شیفته زلف چو مفتول تو عاشق…
چشم جان بر اثرت میدارم
چشم جان بر اثرت میدارم گوش دل بر خبرت میدارم میکنم جای تو در جان، گر چه گفتی از دل بدرت میدارم همچو خاکم بدر…
چمن پر گهر شد ز باران ژاله
چمن پر گهر شد ز باران ژاله زمین پر کواکب ز یاقوت لاله ز شبنم فرو هشت نسرین حمایل ز سنبل بر افگند سوسن کلاله…
چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من
چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من آن فراق اندیش روزی باز پیوستی به من همچو ماهی صید آن ماهم، که روزی…
چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن
چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن چون این هوس دارد دلم، از دیگری یادم مکن بر جان شیرینم ببخش، ای خسرو خوبان چین…





