آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند

آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند می‌دان که در حریم حرم جاش می‌دهند صوفی، مباش منکر مردان که سرعشق روز ازل به مردم قلاش می‌دهند…

Continue Reading...

انجمن شهر ملای گلست

انجمن شهر ملای گلست باده بیاور، که صلای گلست نالهٔ مرغان سحرخوان به صبح از سر عشقت، نه برای گلست بر رخ خوبان جهان خط…

Continue Reading...

آنخان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی

آنخان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی میگیر و زانو زن برش، گر مقبلی یللی بلی کریاس دلها موی او، اردوی جانها کوی او…

Continue Reading...

آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود

آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود میلش به دیدن گل و سوسن چرا بود؟ سرو و سمن به قد تو مانند و…

Continue Reading...

آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد

آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد صید ندیدم ز بند او، که رها شد با دگران سرکشی نمود و تکبر سرکش و…

Continue Reading...

آنکه دل من ببرد، از همه خوبان، یکیست

آنکه دل من ببرد، از همه خوبان، یکیست وآنکه مرا می‌کشد در غم خود، آن یکیست نیست عدو را مجال، با مدد آن جمال آیت…

Continue Reading...

آنکه میخواست مرا بیدل و بی‌یار شده

آنکه میخواست مرا بیدل و بی‌یار شده زود بینم چو خودش عاشق و غمخوار شده اثری هم بکند زود یقین، می‌دانم گریه های شب این…

Continue Reading...

او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری

او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری در بها بیفزایی، تا بهانه بر گیری سنگ و شانه‌ای باید تا ز پا و…

Continue Reading...

آنکه رخ عاشقان خاک کف پای اوست

آنکه رخ عاشقان خاک کف پای اوست با رخ او جان ما، در دل ما جای اوست او همه نورست، از آن شد همه چشمی…

Continue Reading...

او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد

او همانا نابهٔ شبهای من نشنیده باشد ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد نی، چه باک از نالهٔ من لاله‌رویی را؟ که صد…

Continue Reading...