آن زخم، که از تو بر دل ماست
آن زخم، که از تو بر دل ماست مشنو که به مرهمی توان کاست کی وعده وفا کنی تو امروز؟ کامروز ترا هزار فرداست زلفت،…
آن سست عهد سخت کمان اوفتاد باز
آن سست عهد سخت کمان اوفتاد باز گفتم که عاشقم، به گمان اوفتاد باز گفتم ز پرده روی نماید، نمود، لیک اندر درون پردهٔ جان…
آن سیه چهره که خلقی نگرانند او را
آن سیه چهره که خلقی نگرانند او را خوبرویان جهان بنده به جانند او را دلبرانی که به خوبی بنشانند امروز جای آنست که بر…
آن ستمگر، که وفای منش از یاد برفت
آن ستمگر، که وفای منش از یاد برفت آتش اندر من مسکین زد و چون باد برفت او به بغداد روان گشت و مرا در…
آن فروغ دیده و آن راحت دل میرود
آن فروغ دیده و آن راحت دل میرود رخت بردارید، همراهان، که محمل میرود کاروان مشکل رود بیرون، کز آب چشم من جمله را خر…
آن فروغ لاله یا برگ سمن، یا روی تست؟
آن فروغ لاله یا برگ سمن، یا روی تست؟ آن بهشت عدن، یا باغ ارم، یا کوی تست؟ آن کمان چرخ، یا قوس و قزح،…
آن گل سوریست در کلاله نهفته
آن گل سوریست در کلاله نهفته یا به عبیرست برگ لاله نهفته در دهن کوچک چو پستهٔ او بین رستهٔ دندان همچو ژاله نهفته از…
آن کس که دلیش بوده باشد
آن کس که دلیش بوده باشد و آن دل صنمی ربوده باشد آن ساده چه داند این حکایت؟ کو را ستمی نسوده باشد دود دل…
آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند
آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند یا به دوش و سر خراب و مست و مبهوتم برند مثل زر خالص برون…
آن کمان ابرو به تیر انداختن
آن کمان ابرو به تیر انداختن عالمی را صید خواهد ساختن چون کمان در خود کشید اول مرا آخرم خواهد چو تیر انداختن تاختن خواهد…





