اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل را
اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل را ز روی لاله رنگ خود خجالتها دهی گل را مرا پیش لب لعل تو…
آمد بهار، خیمه بزن بر کنار جوی
آمد بهار، خیمه بزن بر کنار جوی بر دوست کن کنار وز دشمن کنار جوی میچار فصل عیش فزاید، به میگرای گل پنج روز بیش…
آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست ساقی، می شبانه بیاور، که روز ماست در باغ شد شکفته به هر جانبی گلی فریاد…
امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب!
امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب! ماه نوی که گشتی پیدا، عجب، عجب! خوبت رخست و زیبا، بنشین، نکو، نکو شاد آمدی و خرم، فرما،…
آمدهام که صف این صفهٔ بار بشکنم
آمدهام که صف این صفهٔ بار بشکنم صدرنشین صفه را رونق کار بشکنم روی به سنت آورم، میوهٔ جنت آورم صورت حور بشکنم، سورهٔ نار…
امروز عید ماست، که قربان او شدیم
امروز عید ماست، که قربان او شدیم اکنون شویم شاه، که دربان او شدیم چندان غریب نیست که باشد غریبدار این سرو ماه چهره، که…
امروز گم شدم تو بر آهم مدار گوش
امروز گم شدم تو بر آهم مدار گوش فردا طلب مرا به سر کوی میفروش دوش آن صنم به ساغر و رطلم خراب کرد و…
امشب از پیش من شیفته دل دور مرو
امشب از پیش من شیفته دل دور مرو نور چشم منی، ای چشم مرا نور،مرو دیگری از نظرم گر برود باکی نیست تو، که معشوقی…
امشب ز هجر یار بخواهم گریستن
امشب ز هجر یار بخواهم گریستن زارم ز عشق و زار بخواهم گریستن نالیدهام هزار شب از هجر و بعد ازین هر شب هزار بار…
آن بت وفا نکرد، که دل در وفای اوست
آن بت وفا نکرد، که دل در وفای اوست و آن یار سر کشید که تن خاک پای اوست گر زانکه عاشقی به مثل خاک…





