اشک ما آبیست روشن در هوات

اشک ما آبیست روشن در هوات خود به چشم اندر نیامد اشک مات در طوافت سعی خواهم کرد از آنک سعی‌ها کردست گردون در صفات…

Continue Reading...

آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟

آشنایی جمله را، با من چرا بیگانه‌ای؟ خانه‌پرداز من و با دیگران هم‌خانه‌ای هر دو عالم در سر کار تو کردم، گر چه تو خود…

Continue Reading...

از مردم این مرحله دلساز نبینی

از مردم این مرحله دلساز نبینی در طارم این قبه هم آواز نبینی تا کی زن و فرزند و برادر؟ که ازین قوم جز خانه…

Continue Reading...

اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم

اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم هم به نوعی که تواند بکند چارهٔ دردم پیش ازینم دل دیوانه بده جای گرو بود این…

Continue Reading...

اگر به مجلس قاضی نموده‌اند که مستم

اگر به مجلس قاضی نموده‌اند که مستم مرا ازان چه تفاوت؟ که رند بودم و هستم مرا چه سود ملامت؟ به یاد بادهٔ روشن که…

Continue Reading...

اگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزد

اگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزد ز خواب هجر چشم دل به روی یار برخیزد تنم برخیزد، ار گویی، ز بند جان…

Continue Reading...

اگر نوبهاری ببینیم باز

اگر نوبهاری ببینیم باز که بر سبزه زاری نشینیم باز به شادی بسی می‌بنوشیم خوش به مستی بسی گل بچینیم باز سر از پوست چون…

Continue Reading...

اگر گوش بر دشمنانت نباشد

اگر گوش بر دشمنانت نباشد لب من دمی بی‌دهانت نباشد ترا حسن و مالست و خوبی، ولیکن چه سودست ازین‌ها؟ چو آنت نباشد نشینی تو…

Continue Reading...

اگر چه از برمن بارها چو تیر بجستی

اگر چه از برمن بارها چو تیر بجستی هم آخرم بکشیدیی و چون کمان بشکستی درآمدم که نشینم، برون شدی به شکایت برون شدم که…

Continue Reading...

اگر هزار یکی زان جمال داشتمی

اگر هزار یکی زان جمال داشتمی رعایت دل مردم به فال داشتمی مرا اگر چو تو در حسن حالتی بودی چرا شکسته‌دلان را به حال…

Continue Reading...