هر کس به من سوخته خرمن سازد

هر کس به من سوخته خرمن سازد شرطست که با ناله و شیون سازد بر شاخ گلی که سرزند از خاکم ای کاش که بلبلی…

Continue Reading...

نه ذوق من از وصل نگاری دارم

نه ذوق من از وصل نگاری دارم نه شوق گل و سیر بهاری دارم کافیست مرا همین که در کنج غمی بنشسته خیال چون تو…

Continue Reading...

هرجا که سگیست آستانی دارد

هرجا که سگیست آستانی دارد هر جا مرغیست آشیانی دارد جز درگه تو، طبیب خو کرده به غم کافر بادا اگر گمانی دارد

Continue Reading...

گفتی که کیم؟ گوشه نشینی که مپرس

گفتی که کیم؟ گوشه نشینی که مپرس خو کرده به هجر نازنینی که مپرس می نوش به شادی و تو خوش باش که من دارم…

Continue Reading...

یار میخواره من دی قدحی باده به دست

یار میخواره من دی قدحی باده به دست با حریفان ز خرابات برون آمد مست بر در صومعه بنشست و سلامی در داد سرِ خُم…

Continue Reading...

من که هرشب بی خیالت دیده در خون کشم

من که هرشب بی خیالت دیده در خون کشم حاش لله بار عشق دیگران را چون کشم؟ گر چو گردونم بگردانی به گرد این جهان…

Continue Reading...

گر گل رخسار تو عزم گلستان کند

گر گل رخسار تو عزم گلستان کند گل به تماشای او روی به بستان کند ور مه روی تو را ماه ببیند برش تحفه ز…

Continue Reading...

گر سر کیسه وفابندی

گر سر کیسه وفابندی در دُرج سخن چرا بندی؟ روی هجران چنان ندانی خوب کش جفا نیز بر قفابندی؟ لاشه لنگ دل ضعیف مرا چند…

Continue Reading...

ز من چندانک می خواهی وفا هست

ز من چندانک می خواهی وفا هست از این معنی بگو یک جو تو را هست؟ چه گویم وای دل گویی که جان کن کنون…

Continue Reading...

ای به عیدی دلم به روی تو شاد

ای به عیدی دلم به روی تو شاد عید را روی تو مبارک باد هر کجا یاد چهره تو کنند هیچکس را ز عید ناید…

Continue Reading...