صیاد را نگر که چه بیداد می کند
صیاد را نگر که چه بیداد می کند نه می کشد مرا ونه آزاد می کند بنگر که یار خاطر ما شاد می کند با…
صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز
صید دلم که باشد ازو خون روان هنوز خوش آنکه هست سر غمت را نشان هنوز بر دل بسی نهفته ام اما نیامدست حرف شکایت…
عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست
عشقم آتش زد و از وی اثری پیدا نیست وه ازین آتش پنهان شرری پیدا نیست بخدنگم چوزدی سینه گرمم مشکاف که ز پیکان تو…
عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته اند
عاشقان را نگر از خاره تنی ساخته اند که به بیداد چو تو دلشکنی ساخته اند بحذر باش درین بزم که جادو نگهان کار ما…
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند
غمش در نهانخانهٔ دل نشیند بنازی که لیلی به محل نشیند به دنبال محمل چنان زار گریم که از گریهام ناقه در گل نشیند خلد…
غافل مشو از حال من بی سروسامان
غافل مشو از حال من بی سروسامان من با تو چنانم که به ابسال سلامان اندیشه کن از خون من خسته مبادا آلوده بخونم شودت…
فریاد من بچرخ نه هر دم نمی رسد
فریاد من بچرخ نه هر دم نمی رسد عیسی دمی چه سود بدردم نمی رسد دردم ز کار برد ازین پس زمن مرنج گر ناله…
قسمتم کاش بآنکوی کشد دیگر بار
قسمتم کاش بآنکوی کشد دیگر بار که از آن مرحله من دل نگران بستم بار بتو محتاج چنانم که فقیری بدرم بتو مشتاق چنانم که…
قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز
قسمتم گرمی بازار نگردد هرگز کس خریدار من زار نگردد هرگز ای خوش آن می که چو هشیار کشد ز آن گردد آنچنان مست که…
کجا کسی غم شبهای تار من دارد
کجا کسی غم شبهای تار من دارد بحز وفا، که سری در کنار من دارد؟ باین خوشم که تو را شرمسار من سازد تحملی که…





